اخبار
از کف ۳۸۷۰ تا مقاومت ۴۱۳۵ دلار؛ آیا اصلاح سنگین طلا به پایان نزدیک شده است؟
اونس جهانی طلا پس از بازگشت از کف ۳۸۷۰ دلار به محدوده ۴۱۳۰ دلار رسیده است. کاهش بازده اوراق و خرید بانکهای مرکزی حامی قیمتاند؛ مقاومت ۴۱۳۵ دلار و دادههای اشتغال آمریکا مسیر بعدی را تعیین میکنند.

عکس آرشیوی مرتبط با موضوع
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار جهانی طلا در پنجم نوامبر ۲۰۲۶، در شرایطی معاملات خود را دنبال میکند که اونس جهانی طلا (XAUUSD) پس از تجربه یکی از پرنوسانترین دورههای معاملاتی سال، بار دیگر به محدوده ۴۱۲۵ تا ۴۱۳۴ دلار بازگشته است. این حرکت صعودی در ادامه بازیابی قیمت از کف یکساله نزدیک به ۳۸۷۰ دلار در اواخر اکتبر شکل گرفته؛ سطحی که پس از اصلاح سنگین بازار و ثبت بدترین عملکرد ماه اکتبر از سال ۲۰۰۸، اهمیت ویژهای در ساختار قیمتی فلز زرد پیدا کرده است.
با وجود این بازگشت، فاصله قابلتوجه قیمت با سقف تاریخی سال ۲۰۲۶ در محدوده ۵۵۸۹ دلار نشان میدهد که بازار هنوز از مرحله اصلاح گسترده خارج نشده است. آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، نه صرفاً رشد اخیر قیمت، بلکه توانایی طلا در حفظ حمایتهای کلیدی و تبدیل موج بازیابی به یک روند صعودی پایدارتر است.
تحولات بازار ارز، کاهش بازده اوراق خزانهداری آمریکا، انتظارات سیاست پولی فدرال رزرو و استمرار خرید بانکهای مرکزی، مجموعهای از عوامل بنیادی را تشکیل میدهند که میتوانند از قیمت طلا حمایت کنند. با این حال، انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر و انتشار دادههای مهم اقتصادی آمریکا، همچنان مانع شکلگیری یک روند صعودی بدون وقفه شدهاند.
در چنین فضایی، اونس جهانی طلا در نقطه تلاقی دو نیروی متفاوت قرار گرفته است؛ از یک سو، تقاضای ساختاری و کاهش فشار ناشی از دلار و بازده اوراق از بازیابی قیمت حمایت میکنند و از سوی دیگر، سیاست پولی انقباضی و فاصله قیمت از مقاومتهای میانمدت، ادامه صعود را با محدودیت مواجه میسازند.
تغییر انتظارات سیاسی و پولی در کانون توجه بازار
یکی از مهمترین عوامل حمایتکننده از قیمت اونس جهانی طلا در معاملات اخیر، کاهش فشار ناشی از دلار آمریکا و افت بازده اوراق خزانهداری بوده است. شاخص دلار آمریکا (DXY) در محدوده ۱۰۱.۳ قرار دارد و همزمان بازده اوراق خزانهداری ۱۰ساله آمریکا به حدود ۴.۸۷ درصد رسیده است. این ترکیب، از منظر هزینه فرصت نگهداری طلا، شرایط مساعدتری نسبت به دورههای افزایش بازده ایجاد میکند.
طلا دارایی بدون بازده محسوب میشود و جذابیت آن در مقایسه با اوراق خزانهداری، تا حد زیادی به مسیر نرخهای بهره و بازده واقعی وابسته است. هنگامی که بازده اوراق کاهش پیدا میکند، هزینه فرصت نگهداری فلز زرد نیز پایینتر میآید و بخشی از سرمایهای که پیشتر به سمت داراییهای درآمدزا حرکت کرده بود، میتواند دوباره به بازار طلا بازگردد.
تحولات سیاسی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا نیز در شکلگیری این فضای معاملاتی نقش داشته است. کاهش بخشی از عدم قطعیت سیاسی، انتظارات بازار را درباره مسیر دلار و نرخهای بهره تغییر داده و به تضعیف شاخص دلار کمک کرده است. با این حال، اثر این متغیر بر طلا بهتنهایی تعیینکننده نیست و باید در کنار انتظارات سیاست پولی فدرال رزرو ارزیابی شود.
احتمال افزایش نرخ بهره همچنان مانعی برای صعود است
در مقابل فشار کاهشی بازده اوراق، انتظارات بازار از سیاست پولی فدرال رزرو همچنان انقباضی باقی مانده است. بر اساس دادههای مطرحشده، ابزار CME FedWatch احتمال افزایش نرخ بهره در نشست دسامبر را حدود ۸۲ درصد قیمتگذاری میکند. چنین انتظاری میتواند در صورت تأیید دادههای اقتصادی، زمینه تقویت دلار و افزایش مجدد بازده اوراق را فراهم کند.
این موضوع یک تضاد مهم در ساختار بنیادی بازار طلا ایجاد کرده است. از یک طرف، کاهش بازده اوراق در معاملات اخیر از قیمت حمایت میکند، اما از طرف دیگر، احتمال افزایش نرخ بهره نشان میدهد که این حمایت هنوز به تغییر قطعی در مسیر سیاست پولی تبدیل نشده است.
در نتیجه، ادامه بازیابی اونس جهانی طلا به میزان زیادی به توانایی بازار در حفظ شرایط فعلی دلار و بازده اوراق وابسته خواهد بود. اگر دادههای اقتصادی آمریکا انتظارات انقباضی را تقویت کنند، فشار فروش میتواند بار دیگر در محدوده مقاومتهای پیشرو افزایش یابد.
تقاضای رسمی، عامل تمایز طلا در دوره اصلاح قیمت
در کنار متغیرهای کوتاهمدت اقتصاد کلان، تقاضای بانکهای مرکزی یکی از مهمترین پایههای بنیادی بازار طلا محسوب میشود. خریدهای رسمی در سالهای اخیر نقش قابلتوجهی در حمایت از قیمت فلز زرد داشتهاند و حتی در دورههای افزایش نوسانات، به تقویت تقاضای ساختاری کمک کردهاند.
بر اساس دادههای ارائهشده، بانکهای مرکزی در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ حدود ۳۲۱ تن طلا خریداری کردهاند که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۲ درصد افزایش نشان میدهد. همچنین شورای جهانی طلا انتظار دارد خرید بانکهای مرکزی در سال جاری دستکم در سطح حدود ۸۴۸ تن ثبتشده در سال ۲۰۲۵ باقی بماند.
این ارقام نشان میدهد که تقاضای رسمی همچنان یکی از عوامل مهم حمایتکننده از بازار است. برخلاف جریانهای کوتاهمدت سرمایهگذاری که میتوانند در واکنش به تغییر نرخ بهره یا نوسانات دلار بهسرعت تغییر جهت دهند، خرید بانکهای مرکزی معمولاً با اهداف بلندمدتتری از جمله تنوعبخشی ذخایر و مدیریت ترکیب داراییها انجام میشود.
با این حال، استمرار این تقاضا لزوماً به معنای جلوگیری از اصلاح قیمت نیست. خریدهای رسمی میتوانند پشتوانه بنیادی بازار را تقویت کنند، اما در کوتاهمدت، تغییر انتظارات نرخ بهره و جریان نقدینگی همچنان قادر است نوسانات قابلتوجهی در قیمت ایجاد کند.
جریان سرمایهگذاری و نقش صندوقهای قابل معامله
در کنار بانکهای مرکزی، جریان سرمایهگذاری در صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلا نیز از متغیرهای مهم در ارزیابی تقاضای جهانی به شمار میرود. تغییرات ورود و خروج سرمایه از این صندوقها میتواند بر شدت حرکتهای صعودی یا نزولی بازار اثر بگذارد.
در شرایطی که قیمت طلا از سقف تاریخی سال ۲۰۲۶ فاصله گرفته، رفتار سرمایهگذاران نهادی اهمیت بیشتری پیدا میکند. بازگشت جریان ورود سرمایه به صندوقهای طلا میتواند نشانهای از تقویت تقاضای سرمایهگذاری باشد؛ در مقابل، استمرار خروج سرمایه ممکن است نشان دهد که بازیابی اخیر هنوز با مشارکت گسترده سرمایهگذاران همراه نشده است.
بنابراین، تقاضای بانکهای مرکزی و جریان صندوقهای سرمایهگذاری دو بخش مکمل در تحلیل بنیادی طلا هستند. اولی پشتوانه بلندمدت بازار را شکل میدهد و دومی میتواند سرعت و قدرت حرکتهای کوتاهمدت را تعیین کند.
کاهش بهای انرژی و تعدیل فشارهای تورمی
بازار انرژی نیز در تحولات اخیر اونس جهانی طلا نقش غیرمستقیمی ایفا کرده است. قیمت نفت برنت به زیر ۹۴ دلار کاهش یافته و در هفته جاری افتی حدود ۱۷ درصدی را تجربه کرده است. این کاهش، انتظارات تورمی ناشی از انرژی را تعدیل کرده و میتواند بر ارزیابی سرمایهگذاران از مسیر آینده سیاست پولی آمریکا اثر بگذارد.
در شرایطی که افزایش قیمت انرژی میتواند فشارهای تورمی را تشدید و زمینه حفظ نرخهای بهره بالا را فراهم کند، کاهش بهای نفت احتمال انتقال فشار هزینهای به اقتصاد را محدودتر میسازد. از این منظر، افت قیمت نفت میتواند به کاهش نگرانیها درباره تداوم تورم و در نتیجه، تعدیل فشار بر طلا کمک کند.
با این حال، رابطه میان نفت و طلا همواره مستقیم نیست. کاهش شدید قیمت انرژی ممکن است در برخی شرایط از نگرانیهای اقتصادی حکایت داشته باشد و تقاضای داراییهای امن را افزایش دهد؛ اما در شرایط دیگر، میتواند انتظارات کاهش تورم و نرخ بهره را تقویت کند. جهت اثرگذاری این متغیر به واکنش دلار، بازده اوراق و انتظارات بازار از سیاست پولی وابسته خواهد بود.
تنشهای ژئوپلیتیکی؛ حمایت از تقاضای امن در کنار کاهش فشار انرژی
تنشهای ژئوپلیتیکی همچنان یکی از عوامل حمایتکننده از تقاضای داراییهای امن محسوب میشوند. افزایش عدم قطعیت در فضای بینالمللی میتواند سرمایهگذاران را به سمت داراییهایی مانند طلا سوق دهد؛ با این حال، کاهش احتمال تشدید تنشها و افت بهای نفت ممکن است بخشی از این تقاضای احتیاطی را محدود کند.
در شرایط فعلی، بازار با دو اثر متفاوت مواجه است. استمرار نگرانیهای ژئوپلیتیکی میتواند از تقاضای حفاظتی طلا حمایت کند، در حالی که کاهش فشار ناشی از انرژی، نگرانیهای تورمی را تعدیل میکند. این ترکیب، بهجای ایجاد یک محرک صعودی یکطرفه، به شکلگیری فضایی پیچیدهتر برای قیمت اونس منجر شده است.
از این رو، اثر تحولات ژئوپلیتیکی بر بازار طلا باید در ارتباط با مسیر دلار و بازده اوراق ارزیابی شود. در صورتی که کاهش تنشها به تقویت دلار یا افزایش بازده اوراق منجر شود، بخشی از حمایت ناشی از تقاضای امن ممکن است خنثی شود.
بازار کار و خدمات؛ نشانههای متفاوت از وضعیت اقتصاد
دادههای اقتصادی اخیر آمریکا تصویری یکدست از وضعیت اقتصاد ارائه نمیکنند. گزارش ADP از افزایش ۸۶ هزار نفری اشتغال بخش خصوصی در ماه اکتبر حکایت دارد که بهتر از انتظارات بازار بوده است. در مقابل، شاخص مدیران خرید بخش خدمات مؤسسه ISM به ۵۴.۵ کاهش یافته و از تعدیل نسبی فعالیت این بخش حکایت دارد.
این تفاوت در دادهها، ارزیابی بازار از مسیر آینده نرخ بهره را پیچیدهتر کرده است. رشد اشتغال بالاتر از انتظار میتواند به فدرال رزرو برای حفظ سیاست پولی انقباضی یا حتی افزایش نرخ بهره فضای بیشتری بدهد. در مقابل، کاهش شاخص خدمات میتواند نشانهای از تعدیل فعالیت اقتصادی باشد و احتمال تغییر مسیر سیاست پولی در آینده را تقویت کند.
برای بازار طلا، اهمیت این دادهها در تأثیر آنها بر انتظارات نرخ بهره و بازده واقعی اوراق خلاصه میشود. اگر دادههای اقتصادی به تقویت دلار و افزایش بازده منجر شوند، احتمال تداوم فشار بر اونس افزایش خواهد یافت؛ اما در صورت تضعیف دادهها، زمینه برای ادامه بازیابی قیمت فراهم میشود.
گزارش اشتغال و تورم؛ دو محرک مهم در روزهای پیشرو
گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (NFP) که قرار است روز جمعه منتشر شود، یکی از مهمترین رویدادهای پیشروی بازار خواهد بود. اجماع انتظارات برای این گزارش، افزایش حدود ۵۹ هزار شغل را نشان میدهد. فاصله میان رقم واقعی و این برآورد میتواند واکنش قابلتوجهی در بازار ارز، اوراق و طلا ایجاد کند.
ثبت اشتغال بالاتر از انتظار، بهویژه در صورت همراهی با سایر نشانههای قدرت اقتصادی، میتواند احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر را تقویت کند. چنین سناریویی ممکن است به افزایش بازده اوراق و تقویت دلار منجر شود و بازیابی اونس را با مانع مواجه سازد.
در مقابل، انتشار دادهای ضعیفتر از برآورد ۵۹ هزار شغل میتواند انتظارات انقباضی را تعدیل کند و از ادامه رشد طلا حمایت کند. با این حال، واکنش بازار صرفاً به رقم اشتغال محدود نخواهد بود و سایر اجزای گزارش نیز میتوانند در شکلگیری انتظارات نقش داشته باشند.
در ادامه، شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا (CPI) در ۱۰ نوامبر و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) از دیگر دادههای مهمی هستند که مسیر انتظارات تورمی و بازده اوراق را تحت تأثیر قرار خواهند داد. این دادهها میتوانند مشخص کنند که آیا کاهش اخیر فشارهای تورمی پایدار است یا بازار باید همچنان خود را برای تداوم سیاست پولی انقباضی آماده کند.
میانگینهای متحرک، تصویری دوگانه از ساختار بازار ارائه میکنند
از منظر تکنیکال، اونس جهانی طلا در حال حاضر در محدوده ۴۱۲۵ تا ۴۱۳۴ دلار معامله میشود و پس از بازگشت از کف یکساله نزدیک به ۳۸۷۰ دلار، توانسته بخشی از افت اخیر را جبران کند. با این حال، موقعیت قیمت نسبت به میانگینهای متحرک نشان میدهد که ساختار کوتاهمدت و میانمدت بازار همچنان تفاوت قابلتوجهی دارند.
قیمت در حال حاضر بالاتر از میانگین متحرک ۲۰روزه در محدوده ۴۰۷۷ دلار قرار دارد؛ اما همچنان پایینتر از میانگین متحرک ۵۰روزه در محدوده ۴۲۴۰ دلار و میانگین متحرک ۲۰۰روزه در محدوده ۴۴۹۶ دلار معامله میشود.
قرارگیری قیمت بالاتر از میانگین ۲۰روزه میتواند نشانهای از بهبود مومنتوم کوتاهمدت باشد. با این حال، فاصله با میانگینهای ۵۰روزه و ۲۰۰روزه نشان میدهد که بازار هنوز برای تأیید بازگشت روند میانمدت به مقاومتهای مهمی نیاز دارد.
در چنین شرایطی، رشد اخیر را میتوان بخشی از یک موج بازیابی در ساختار اصلاحی گستردهتر در نظر گرفت. تثبیت بالاتر از میانگینهای کوتاهمدت و سپس عبور از مقاومتهای میانمدت، میتواند احتمال تغییر ساختار بازار را افزایش دهد.
محدوده ۴۰۷۴ تا ۴۱۱۲ دلار؛ حمایت تعیینکننده برای ادامه بازیابی
یکی از مهمترین محدودههای تکنیکال در شرایط فعلی، ناحیه ۴۰۷۴ تا ۴۱۱۲ دلار است. این محدوده در برخی ارزیابیهای هفتگی بهعنوان یک منطقه حمایتی مهم معرفی شده و قیمت طی هفتههای اخیر چندین بار در برابر شکست آن مقاومت کرده است.
حفظ این ناحیه میتواند نشانهای از کاهش فشار فروش در محدوده کفهای اخیر باشد. همچنین، قرارگیری قیمت در بالای میانگین متحرک ۲۰روزه در محدوده ۴۰۷۷ دلار، اهمیت این منطقه را در ارزیابی ساختار کوتاهمدت افزایش میدهد.
با این حال، حمایتهای تکنیکال زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکنند که واکنش قیمت به آنها با افزایش مومنتوم و عبور از مقاومتهای نزدیک همراه شود. در غیر این صورت، احتمال ادامه نوسان در یک محدوده فشرده همچنان وجود خواهد داشت.
در ساختار هفتگی، بستهشدن قیمت بالاتر از محدوده ۴۳۱۹ دلار، که بهعنوان سطح آغاز سال در تحلیل ارائهشده مطرح شده است، میتواند نشانهای از کاهش احتمال تداوم ساختار نزولی باشد. چنین حرکتی در صورت همراهی با حفظ حمایتهای فعلی، احتمال شکلگیری یک کف معتبر را تقویت خواهد کرد.
عبور از مقاومتهای نزدیک، مسیر حرکت به سمت ۴۲۳۰ دلار را باز میکند
در کوتاهمدت، محدوده ۴۱۳۵ دلار بهعنوان یکی از مهمترین مقاومتهای پیشروی اونس جهانی طلا مطرح است. این سطح با سقف اخیر حرکت بازیابی همپوشانی دارد و عبور پایدار از آن میتواند نشانهای از افزایش قدرت خریداران باشد.
در صورت تثبیت بالاتر از ۴۱۳۵ دلار، مقاومت روانی ۴۱۵۰ دلار در کانون توجه قرار خواهد گرفت. عبور از این سطح میتواند زمینه حرکت قیمت به سمت محدوده ۴۲۳۰ دلار را فراهم کند؛ هدفی که در برخی ارزیابیهای تکنیکال نیز مورد توجه قرار گرفته است.
محدوده ۴۲۳۰ دلار از این جهت اهمیت دارد که نزدیک به میانگین متحرک ۵۰روزه در محدوده ۴۲۴۰ دلار قرار دارد. بنابراین، رسیدن قیمت به این ناحیه میتواند آزمونی جدی برای سنجش قدرت موج بازیابی باشد.
در صورت عبور از محدوده ۴۲۳۰ تا ۴۲۴۰ دلار، سطح ۴۲۶۶ دلار بهعنوان مقاومت بعدی مطرح میشود. با این حال، عبور از این سطوح بدون تثبیت قیمت و تأیید مومنتوم میتواند به شکستهای موقت منجر شود؛ موضوعی که در بازار پرنوسان فعلی اهمیت بیشتری دارد.
مقاومتهای هفتگی و فاصله تا بازگشت روند میانمدت
در نمای هفتگی، محدوده ۴۴۹۲ تا ۴۵۴۰ دلار یکی از مهمترین نواحی مقاومتی محسوب میشود. این منطقه با محدوده میانگین متحرک ۲۰۰روزه در حوالی ۴۴۹۶ دلار همپوشانی دارد و عبور از آن میتواند نشانهای مهم از تغییر ساختار میانمدت بازار باشد.
تا زمانی که قیمت پایینتر از این محدوده قرار دارد، نمیتوان صرفاً بر اساس بازیابی از کف ۳۸۷۰ دلار، پایان اصلاح گسترده را تأیید کرد. با این حال، حفظ حمایتهای فعلی و عبور تدریجی از مقاومتهای نزدیک میتواند زمینه را برای آزمون مجدد سطوح بالاتر فراهم کند.
در این میان، سقف تاریخی سال ۲۰۲۶ در محدوده ۵۵۸۹ دلار همچنان یک مرجع مهم برای ارزیابی ابعاد اصلاح اخیر است. فاصله قیمت فعلی با این سطح نشان میدهد که بازار برای بازگشت به سقف تاریخی، به تغییر قابلتوجهی در ساختار تکنیکال و بنیادی نیاز دارد.
محدوده ۴۰۱۴ تا ۳۹۶۰ دلار؛ منطقه بعدی در صورت افزایش فشار فروش
در سمت مقابل، از دست رفتن حمایت ۴۰۵۵ دلار میتواند نشانهای از تضعیف مومنتوم کوتاهمدت باشد. این سطح در کنار محدوده روانی ۴۱۰۰ دلار و حمایت ۴۰۱۴ دلار، از اهمیت بالایی در ساختار معاملات روزانه برخوردار است.
در صورت شکست ۴۰۵۵ دلار، احتمال حرکت قیمت به سمت ۳۸۹۵ دلار افزایش مییابد. این سطح در نزدیکی محدوده کف یکساله اخیر قرار دارد و میتواند بار دیگر بهعنوان یک منطقه مهم برای ارزیابی واکنش خریداران مطرح شود.
حمایت بعدی در محدوده ۳۹۶۰ تا ۳۸۷۰ دلار قرار دارد. این منطقه با کفهای قبلی بازار همپوشانی دارد و شکست آن میتواند نشانهای از تداوم ساختار نزولی گستردهتر باشد. در نمودار چهارساعته نیز محدوده ۳۸۹۵ دلار بهعنوان یک حمایت محلی مهم مطرح شده است. از این رو، واکنش قیمت به این سطح میتواند در ارزیابی اعتبار موج بازیابی اخیر اهمیت داشته باشد.
نوسانات بالا، اهمیت تأیید شکستها را افزایش میدهد
بر اساس ارزیابیهای ارائهشده، دامنه متوسط روزانه نوسان طلا (ADR) در معاملات جاری حدود ۸۰ دلار است. این میزان نوسان نشان میدهد که قیمت میتواند در واکنش به دادههای اقتصادی یا تغییر انتظارات نرخ بهره، حرکتهای قابلتوجهی را در طول یک جلسه معاملاتی تجربه کند.
در چنین شرایطی، عبور لحظهای از مقاومت یا شکست موقت حمایت لزوماً به معنای تغییر ساختار بازار نیست. تثبیت قیمت، واکنش در بازآزمایی سطوح شکستهشده و همراهی مومنتوم از عوامل مهم در ارزیابی اعتبار حرکتها هستند.
شاخص قدرت نسبی (RSI) نیز در برخی ارزیابیها هنوز نشانههایی از محدود بودن شرایط اشباع فروش را نشان میدهد، در حالی که مومنتوم پس از بازگشت از کفهای اخیر بهبود یافته است. این ترکیب با سناریوی بازیابی کوتاهمدت سازگار است، اما برای تأیید روند صعودی میانمدت به شواهد بیشتری نیاز دارد.
جمعبندی؛ طلا در نقطه تلاقی بازیابی تکنیکال و انتظارات انقباضی
اونس جهانی طلا در پنجم نوامبر ۲۰۲۶، پس از بازگشت از محدوده ۳۸۷۰ دلار، در ناحیه ۴۱۲۵ تا ۴۱۳۴ دلار قرار گرفته و نشانههایی از بهبود مومنتوم کوتاهمدت را به نمایش گذاشته است. کاهش فشار دلار، افت بازده اوراق خزانهداری آمریکا، استمرار خرید بانکهای مرکزی و تعدیل قیمت نفت، از مهمترین عوامل بنیادی حمایتکننده از این بازیابی هستند.
با این حال، احتمال ۸۲ درصدی افزایش نرخ بهره در دسامبر، دادههای اشتغال و تورم پیشرو و فاصله قیمت از میانگینهای متحرک ۵۰روزه و ۲۰۰روزه نشان میدهد که بازار هنوز با محدودیتهای مهمی مواجه است.
از منظر تکنیکال، حفظ محدوده ۴۰۵۵ تا ۴۱۱۲ دلار و عبور پایدار از مقاومت ۴۱۳۵ دلار میتواند زمینه حرکت به سمت ۴۱۵۰، ۴۲۳۰ و ۴۲۶۶ دلار را فراهم کند. در مقابل، شکست حمایت ۴۰۵۵ دلار احتمال حرکت به سمت ۴۰۱۴، ۳۸۹۵ و محدوده ۳۹۶۰ تا ۳۸۷۰ دلار را افزایش خواهد داد.
در نمای هفتگی، تثبیت بالاتر از ۴۳۱۹ دلار و سپس عبور از محدوده ۴۴۹۲ تا ۴۵۴۰ دلار، از مهمترین نشانههایی خواهد بود که میتواند احتمال پایان اصلاح گسترده و تغییر ساختار میانمدت را تقویت کند.
در نهایت، مسیر بعدی اونس جهانی طلا بیش از هر زمان دیگری به تعامل میان دادههای اقتصادی آمریکا، انتظارات سیاست پولی فدرال رزرو و واکنش قیمت به حمایتها و مقاومتهای کلیدی وابسته است. گزارش اشتغال غیرکشاورزی، شاخص CPI در ۱۰ نوامبر و دادههای PPI، محرکهای اصلی تعیین جهت حرکت بازار در روزهای پیشرو خواهند بود.