18-karat gold
طلای ۱۸ عیار
آلیاژ طلا با خلوص اسمی ۷۵۰ در هزار؛ یعنی ۱۸ سهم طلا از ۲۴ سهم کل آلیاژ.
در عمل یک گرم طلای ۱۸ عیار از نظر مقدار طلای خالص با یک گرم طلای ۲۴ عیار برابر نیست.
ایرانفی · دانش بازار
از واژهٔ انگلیسی به معنای فارسی برسید؛ نمایهٔ A تا Z همراه با تعریف و کاربرد هر اصطلاح.
نام فارسی، معادل انگلیسی یا بخشی از تعریف را بنویسید.
طلای ۱۸ عیار
آلیاژ طلا با خلوص اسمی ۷۵۰ در هزار؛ یعنی ۱۸ سهم طلا از ۲۴ سهم کل آلیاژ.
در عمل یک گرم طلای ۱۸ عیار از نظر مقدار طلای خالص با یک گرم طلای ۲۴ عیار برابر نیست.
سقف تاریخی
بالاترین قیمتی که دارایی تا امروز دیده است. نزدیک شدن به آن معمولاً با فروش سودگیرها هم همراه است.
در عمل قیمتی که به سقف تاریخی میرسد یا از آن رد میشود، معمولاً توجه بیشتری میگیرد و پرنوسانتر میشود.
اجماع تحلیلگران
جمعبندی نظر چند تحلیلگر. اجماع صعودی یعنی بیشتر نظرها میگویند قیمت بالا میرود.
در عمل اگر از ۴ نظر ۳ تا صعودی باشد، اجماع صعودی است، ولی همین یک نظر مخالف را هم باید خواند.
دارایی
چیزی با ارزش اقتصادی که میتوان مالک آن بود؛ مانند پول، طلا یا سهم یک شرکت.
در عمل در ایرانفی هر ردیف قیمت به یک دارایی یا شاخص مربوط است.
فاصلهٔ خرید و فروش
اختلاف میان بهترین قیمت پیشنهادی خرید و بهترین قیمت پیشنهادی فروش.
در عمل یک نرخ نمایشی لزوماً قیمت قابل معامله در هر دو سمت بازار نیست.
زنجیرهٔ بلوکی
ساختاری برای ثبت داده در بلوکهای بههمپیوسته که نسخههای آن میتوانند میان اعضای شبکه توزیع شوند.
در عمل ویژگیها و قواعد هر زنجیره را باید جداگانه بررسی کرد.
اوراق بدهی
ابزاری برای تأمین مالی که تعهدات پرداخت ناشر در آن مشخص میشود.
در عمل زمان پرداخت و ریسک ناشر میان انواع اوراق یکسان نیست.
بازده اوراق
سودی که اوراق بدهی دولتی (مثل اوراق خزانهٔ آمریکا) به خریدار میدهند. وقتی بالا برود، داراییهای بدون سود مثل طلا جذابیت کمتری پیدا میکنند.
در عمل افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً با فشار فروش روی طلا همراه است.
شکست
وقتی قیمت از یک سطح مهم، مثل حمایت یا مقاومت، رد میشود. اگر با حجم بالا و چند روز ماندگاری همراه باشد، معتبرتر است.
در عمل رد شدن یکروزهٔ قیمت از مقاومت و برگشت فوری را معمولاً شکست معتبر نمیدانند.
ارزش ذاتی سکه
در محاسبهگر ایرانفی، ارزش طلای خالص داخل سکه بهاضافهٔ هزینهٔ ضرب واردشده.
در عمل این تعریف مشخصاً مبنای محاسبهٔ ابزار حباب سکه است.
حباب سکه
اختلاف قیمت بازار سکه با ارزش ذاتی محاسبهشدهٔ آن.
در عمل در ایرانفی درصد حباب نسبت به ارزش ذاتی محاسبه میشود، نه قیمت بازار.
اجماع
فرایندی که اعضای شبکه با آن دربارهٔ وضعیت معتبر ثبتها به توافق میرسند.
در عمل اثبات کار و اثبات سهام دو خانوادهٔ متفاوت از سازوکارهای اجماعاند.
امتیاز همنظری
عددی از منفی ۱۰۰ تا مثبت ۱۰۰ که از تعداد نظرهای صعودی، نزولی و خنثی حساب میشود. صفر یعنی نظرها یکطرفه نیست؛ مثبت ۱۰۰ یعنی همه صعودیاند.
در عمل در «تحلیل روز» ایرانفی، امتیاز ۳۴ یا بیشتر «صعودی» و منفی ۳۴ یا کمتر «نزولی» نوشته میشود.
سود تقسیمی
بخشی از سود یا منابع قابل توزیع شرکت که طبق تصمیم و مقررات مربوط به سهامداران پرداخت میشود.
در عمل سود تقسیمی با افزایش قیمت سهم دو جزء متفاوت از بازدهاند.
سود هر سهم
سود منتسب به هر سهم؛ برای مقایسه باید دوره و روش گزارش آن یکسان باشد.
در عمل EPS گزارششده و EPS پیشبینیشده را از هم جدا کنید.
نرخ ارز
مقدار یک پول که با یک واحد پول دیگر برابر در نظر گرفته میشود.
در عمل برای خواندن نرخ، هم ارز مبدأ و هم ارز مقصد را مشخص کنید.
صندوق قابل معامله
صندوقی که واحدهای آن در بازار معامله میشوند و مجموعهای از داراییها را نگهداری میکند.
در عمل قیمت معاملهٔ واحد صندوق میتواند با ارزش خالص دارایی آن تفاوت داشته باشد.
خلوص
سهم فلز خالص در آلیاژ که میتوان آن را بر حسب هزار بیان کرد.
در عمل خلوص ۹۰۰ یعنی ۹۰۰ بخش فلز خالص از هر ۱۰۰۰ بخش جرم آلیاژ.
گس
واحد سنجش کار محاسباتی برای اجرای عملیات در شبکههایی مانند اتریوم.
در عمل مقدار گس و قیمت هر واحد گس با هم هزینهٔ عملیات را شکل میدهند.
شاخص
معیاری برای دنبال کردن تغییرات یک مجموعه بر اساس روش محاسبهٔ مشخص.
در عمل شاخص S&P 500 در ایرانفی با واحد «واحد» نمایش داده میشود.
عیار
نسبت طلای خالص به کل آلیاژ؛ در مقیاس ۲۴، طلای ۱۸ عیار دارای ۷۵ درصد طلای خالص است.
در عمل قیمت هر گرم را همراه با عیار آن مقایسه کنید.
نقدشوندگی
امکان خرید یا فروش یک دارایی با سرعت و بدون تغییر شدید قیمت آن.
در عمل تعداد معاملهها بهتنهایی همهٔ ابعاد نقدشوندگی را نشان نمیدهد.
اجرت ساخت
مبلغی برای ساخت قطعهٔ طلا که از ارزش خام فلز جدا محاسبه میشود.
در عمل ابزار ایرانفی اجرت را بهصورت درصدی از ارزش خام میگیرد.
ارزش بازار
ارزش کل سهام یک شرکت، با ضرب قیمت هر سهم در تعداد سهام محاسبه میشود.
در عمل ارزش بازار با پولی که آن روز معامله شده یکسان نیست.
میانگین متحرک
میانگین قیمت چند نمونهٔ اخیر که با رسیدن هر نمونهٔ تازه دوباره محاسبه میشود.
در عمل میانگین ۲۰ نمونه لزوماً میانگین ۲۰ روز نیست.
خالص ارزش دارایی
ارزش داراییها پس از کسر بدهیها؛ برای یک واحد صندوق بر تعداد واحدها تقسیم میشود.
در عمل NAV هر واحد را با قیمت همان واحد مقایسه کنید.
درصد تغییر
اختلاف مقدار جدید و مقدار مبنا، تقسیم بر مقدار مبنا و ضرب در ۱۰۰.
در عمل کاهش فرضی از ۲۰۰ به ۱۸۰ برابر با منفی ۱۰ درصد است.
سبد دارایی
مجموعهٔ داراییهای متعلق به یک شخص یا نهاد.
در عمل دیدهبان ایرانفی فهرست علاقهمندی است و مقدار مالکیت شما را ثبت نمیکند.
هدف قیمتی
قیمتی که تحلیلگر انتظار دارد بازار به آن برسد. تضمین نیست؛ فقط برآورد خود اوست.
در عمل اگر تحلیلگری برای طلا هدف ۴۲۰۰ دلار بگوید، یعنی انتظار دارد قیمت تا آنجا بالا برود؛ هر وقت دلیلش عوض شود هدف هم عوض میشود.
نسبت قیمت به سود
نسبت قیمت هر سهم به سود هر سهم؛ معمولاً با P/E نشان داده میشود.
در عمل وقتی سود صفر یا منفی است، تفسیر رایج این نسبت محدود میشود.
کلید خصوصی
دادهٔ محرمانهای که برای امضای تراکنش و اثبات اختیار خرج کردن استفاده میشود.
در عمل داشتن کلید خصوصی میتواند امکان انتقال دارایی را فراهم کند؛ آن را منتشر نکنید.
کلید عمومی
کلیدی مرتبط با کلید خصوصی که برای بررسی امضای دیجیتال به کار میرود.
در عمل کلید عمومی، آدرس و کلید خصوصی سه مفهوم یکسان نیستند.
قیمت مرجع
قیمتی که تغییرات نسبت به آن سنجیده میشوند. معنای دقیق آن به منبع داده بستگی دارد.
در عمل درصد تغییر را همیشه همراه با مبنای مقایسه بخوانید.
شاخص قدرت نسبی
عددی بین ۰ و ۱۰۰ که نشان میدهد قیمت زیاد خریده یا زیاد فروخته شده است. بالای ۷۰ یعنی خرید زیاد، زیر ۳۰ یعنی فروش زیاد، و حدود ۵۰ یعنی خریدار و فروشنده برابرند.
در عمل RSI برابر ۸۷ هشدار میدهد که قیمت خیلی سریع بالا رفته و احتمال اصلاح هست؛ تضمین نیست.
مقاومت
محدودهای که در تحلیل نمودار احتمال افزایش عرضه در آن بررسی میشود.
در عمل مقاومت یک برداشت تحلیلی است و سقف قطعی قیمت نیست.
بازده
نسبت سود یا زیان یک دوره به ارزش آغاز آن دوره، معمولاً به شکل درصد.
در عمل رشد فرضی قیمت از ۱۰۰ به ۱۱۰، پیش از هزینهها، بازده ۱۰ درصدی دارد.
ریسک
احتمال متفاوت بودن نتیجهٔ واقعی با انتظار، از جمله از دست رفتن بخشی از سرمایه.
در عمل بازده گذشته تضمینی برای نتیجهٔ آینده ایجاد نمیکند.
ورود پلهای
بهجای خرید یکجا، پول را در چند مرحله و در زمانها یا قیمتهای مختلف وارد بازار میکنید تا ریسک خرید در بدترین قیمت کم شود.
در عمل بهجای خرید ۳۰ میلیون یکجا، سه بار ۱۰ میلیون در سه هفتهٔ پیاپی میخرید.
نمونه کم
یعنی کمتر از ۳ نظر داریم. با این تعداد نمیشود دربارهٔ حال بازار نتیجه گرفت؛ فقط برای پیگیری خوب است.
در عمل یک نظر تنها نظر یک نفر است، نه نظر بازار.
قرارداد هوشمند
برنامهای روی شبکه که مطابق کد و قواعد همان شبکه اجرا میشود.
در عمل نام «هوشمند» به معنی نبود خطای برنامهنویسی نیست.
استیبلکوین
رمزارزی که با یک سازوکار مشخص برای دنبال کردن ارزش یک مرجع، مانند دلار، طراحی شده است.
در عمل ثبات هدفگذاریشده به معنی برابری تضمینشده یا نبود ریسک نیست.
سهم
واحدی از مالکیت یک شرکت که حقوق آن به نوع سهم و مقررات شرکت بستگی دارد.
در عمل قیمت سهم با ارزش اسمی آن یکسان نیست.
حد ضرر
قیمتی که از قبل تعیین میکنید؛ اگر قیمت به آن برسد، میفروشید تا ضرر بزرگتر نشود.
در عمل اگر دارایی را ۱۰۰ میخرید و حد ضرر را ۹۵ میگذارید، با رسیدن به ۹۵ میفروشید و ضرر شما حدود ۵ درصد میماند.
حمایت
محدودهای که در تحلیل نمودار احتمال افزایش تقاضا در آن بررسی میشود.
در عمل عبور قیمت از حمایت ممکن است؛ این محدوده کف تضمینشده نیست.
حد سود
قیمتی که از قبل تعیین میکنید؛ وقتی قیمت به آن برسد، بخشی یا همهٔ دارایی را میفروشید و سود را برمیدارید.
در عمل کسی که سهمی را ۱۰۰ خریده و حد سود را ۱۲۰ گذاشته، با رسیدن به ۱۲۰ سود ۲۰ درصدی را میگیرد، حتی اگر بعد از آن قیمت باز هم بالا برود.
افق نظر
بازهای که نظر برای آن داده شده: امروز و فردا، این هفته، این ماه یا بلندمدت. نظر کوتاهمدت را مبنای تصمیم بلندمدت نکنید.
در عمل پیشبینی «امروز و فردا» دربارهٔ طلا دربارهٔ قیمت آن در یک سال آینده چیزی نمیگوید.
توکن
واحد دیجیتالی که طبق قواعد یک شبکه یا قرارداد تعریف و منتقل میشود.
در عمل کاربرد، عرضه و حقوق مرتبط با هر توکن میتواند متفاوت باشد.
حجم معاملات
تعداد واحدهایی از دارایی که در بازهٔ مشخص معامله شدهاند.
در عمل واحد حجم میتواند سهم، قرارداد یا واحد رمزارز باشد.
تراکنش
درخواستی امضاشده برای انجام یک عملیات و تغییر وضعیت شبکه.
در عمل ارسال تراکنش و نهایی شدن آن دو مرحلهٔ متفاوتاند.
خط روند
خطی که چند کف یا چند سقف قیمت را به هم وصل میکند و جهت کلی حرکت را نشان میدهد. شکستن آن را معمولاً نشانهٔ عوض شدن روند میدانند.
در عمل شکسته شدن خط روند نزولی یعنی قیمت دیگر کفهای پایینتر نمیسازد؛ برگشت کامل روند را تضمین نمیکند.
اونس تروا
واحد جرم رایج در قیمتگذاری فلزات گرانبها، برابر با حدود ۳۱٫۱۰۳۵ گرم.
در عمل قیمت اونس جهانی طلا معمولاً برای یک اونس تروا طلای خالص بیان میشود.
نوسان
اندازهٔ تغییرپذیری قیمت در یک بازه؛ نوسان بیشتر یعنی بالا و پایین شدن شدیدتر.
در عمل مقایسهٔ نوسان دو دارایی به بازه و روش محاسبهٔ یکسان نیاز دارد.
کیف پول
ابزاری برای مدیریت کلیدها و تعامل با داراییهای ثبتشده روی شبکه.
در عمل کیف پول معمولاً خودِ سکهها را در دستگاه نگهداری نمیکند.
واژهٔ کوتاهتری بنویسید یا فیلتر موضوع و حرف را بردارید.
دیدن همهٔ اصطلاحاتبرای مطالعهٔ بیشتر به راهنماهای آموزشی مراجعه کنید.