اجرت ساخت
Making charge
مبلغی برای ساخت قطعهٔ طلا که از ارزش خام فلز جدا محاسبه میشود.
در عمل ابزار ایرانفی اجرت را بهصورت درصدی از ارزش خام میگیرد.
ایرانفی · دانش بازار
واژههای بازار را روشنتر بخوانید؛ تعریف کوتاه، معادل انگلیسی و یک نکتهٔ کاربردی برای هر اصطلاح.
نام فارسی، معادل انگلیسی یا بخشی از تعریف را بنویسید.
Making charge
مبلغی برای ساخت قطعهٔ طلا که از ارزش خام فلز جدا محاسبه میشود.
در عمل ابزار ایرانفی اجرت را بهصورت درصدی از ارزش خام میگیرد.
Consensus
فرایندی که اعضای شبکه با آن دربارهٔ وضعیت معتبر ثبتها به توافق میرسند.
در عمل اثبات کار و اثبات سهام دو خانوادهٔ متفاوت از سازوکارهای اجماعاند.
Analyst consensus
جمعبندی نظر چند تحلیلگر. اجماع صعودی یعنی بیشتر نظرها میگویند قیمت بالا میرود.
در عمل اگر از ۴ نظر ۳ تا صعودی باشد، اجماع صعودی است، ولی همین یک نظر مخالف را هم باید خواند.
Market capitalization
ارزش کل سهام یک شرکت، با ضرب قیمت هر سهم در تعداد سهام محاسبه میشود.
در عمل ارزش بازار با پولی که آن روز معامله شده یکسان نیست.
Coin intrinsic value
در محاسبهگر ایرانفی، ارزش طلای خالص داخل سکه بهاضافهٔ هزینهٔ ضرب واردشده.
در عمل این تعریف مشخصاً مبنای محاسبهٔ ابزار حباب سکه است.
Stablecoin
رمزارزی که با یک سازوکار مشخص برای دنبال کردن ارزش یک مرجع، مانند دلار، طراحی شده است.
در عمل ثبات هدفگذاریشده به معنی برابری تضمینشده یا نبود ریسک نیست.
Time horizon
بازهای که نظر برای آن داده شده: امروز و فردا، این هفته، این ماه یا بلندمدت. نظر کوتاهمدت را مبنای تصمیم بلندمدت نکنید.
در عمل پیشبینی «امروز و فردا» دربارهٔ طلا دربارهٔ قیمت آن در یک سال آینده چیزی نمیگوید.
Consensus score
عددی از منفی ۱۰۰ تا مثبت ۱۰۰ که از تعداد نظرهای صعودی، نزولی و خنثی حساب میشود. صفر یعنی نظرها یکطرفه نیست؛ مثبت ۱۰۰ یعنی همه صعودیاند.
در عمل در «تحلیل روز» ایرانفی، امتیاز ۳۴ یا بیشتر «صعودی» و منفی ۳۴ یا کمتر «نزولی» نوشته میشود.
Bond
ابزاری برای تأمین مالی که تعهدات پرداخت ناشر در آن مشخص میشود.
در عمل زمان پرداخت و ریسک ناشر میان انواع اوراق یکسان نیست.
Troy ounce
واحد جرم رایج در قیمتگذاری فلزات گرانبها، برابر با حدود ۳۱٫۱۰۳۵ گرم.
در عمل قیمت اونس جهانی طلا معمولاً برای یک اونس تروا طلای خالص بیان میشود.
Return
نسبت سود یا زیان یک دوره به ارزش آغاز آن دوره، معمولاً به شکل درصد.
در عمل رشد فرضی قیمت از ۱۰۰ به ۱۱۰، پیش از هزینهها، بازده ۱۰ درصدی دارد.
Bond yield
سودی که اوراق بدهی دولتی (مثل اوراق خزانهٔ آمریکا) به خریدار میدهند. وقتی بالا برود، داراییهای بدون سود مثل طلا جذابیت کمتری پیدا میکنند.
در عمل افزایش بازده اوراق آمریکا معمولاً با فشار فروش روی طلا همراه است.
Transaction
درخواستی امضاشده برای انجام یک عملیات و تغییر وضعیت شبکه.
در عمل ارسال تراکنش و نهایی شدن آن دو مرحلهٔ متفاوتاند.
Token
واحد دیجیتالی که طبق قواعد یک شبکه یا قرارداد تعریف و منتقل میشود.
در عمل کاربرد، عرضه و حقوق مرتبط با هر توکن میتواند متفاوت باشد.
Coin premium
اختلاف قیمت بازار سکه با ارزش ذاتی محاسبهشدهٔ آن.
در عمل در ایرانفی درصد حباب نسبت به ارزش ذاتی محاسبه میشود، نه قیمت بازار.
Trading volume
تعداد واحدهایی از دارایی که در بازهٔ مشخص معامله شدهاند.
در عمل واحد حجم میتواند سهم، قرارداد یا واحد رمزارز باشد.
Take profit
قیمتی که از قبل تعیین میکنید؛ وقتی قیمت به آن برسد، بخشی یا همهٔ دارایی را میفروشید و سود را برمیدارید.
در عمل کسی که سهمی را ۱۰۰ خریده و حد سود را ۱۲۰ گذاشته، با رسیدن به ۱۲۰ سود ۲۰ درصدی را میگیرد، حتی اگر بعد از آن قیمت باز هم بالا برود.
Stop loss
قیمتی که از قبل تعیین میکنید؛ اگر قیمت به آن برسد، میفروشید تا ضرر بزرگتر نشود.
در عمل اگر دارایی را ۱۰۰ میخرید و حد ضرر را ۹۵ میگذارید، با رسیدن به ۹۵ میفروشید و ضرر شما حدود ۵ درصد میماند.
Support
محدودهای که در تحلیل نمودار احتمال افزایش تقاضا در آن بررسی میشود.
در عمل عبور قیمت از حمایت ممکن است؛ این محدوده کف تضمینشده نیست.
Net asset value
ارزش داراییها پس از کسر بدهیها؛ برای یک واحد صندوق بر تعداد واحدها تقسیم میشود.
در عمل NAV هر واحد را با قیمت همان واحد مقایسه کنید.
Trend line
خطی که چند کف یا چند سقف قیمت را به هم وصل میکند و جهت کلی حرکت را نشان میدهد. شکستن آن را معمولاً نشانهٔ عوض شدن روند میدانند.
در عمل شکسته شدن خط روند نزولی یعنی قیمت دیگر کفهای پایینتر نمیسازد؛ برگشت کامل روند را تضمین نمیکند.
Fineness
سهم فلز خالص در آلیاژ که میتوان آن را بر حسب هزار بیان کرد.
در عمل خلوص ۹۰۰ یعنی ۹۰۰ بخش فلز خالص از هر ۱۰۰۰ بخش جرم آلیاژ.
Asset
چیزی با ارزش اقتصادی که میتوان مالک آن بود؛ مانند پول، طلا یا سهم یک شرکت.
در عمل در ایرانفی هر ردیف قیمت به یک دارایی یا شاخص مربوط است.
Percentage change
اختلاف مقدار جدید و مقدار مبنا، تقسیم بر مقدار مبنا و ضرب در ۱۰۰.
در عمل کاهش فرضی از ۲۰۰ به ۱۸۰ برابر با منفی ۱۰ درصد است.
Risk
احتمال متفاوت بودن نتیجهٔ واقعی با انتظار، از جمله از دست رفتن بخشی از سرمایه.
در عمل بازده گذشته تضمینی برای نتیجهٔ آینده ایجاد نمیکند.
Blockchain
ساختاری برای ثبت داده در بلوکهای بههمپیوسته که نسخههای آن میتوانند میان اعضای شبکه توزیع شوند.
در عمل ویژگیها و قواعد هر زنجیره را باید جداگانه بررسی کرد.
Portfolio
مجموعهٔ داراییهای متعلق به یک شخص یا نهاد.
در عمل دیدهبان ایرانفی فهرست علاقهمندی است و مقدار مالکیت شما را ثبت نمیکند.
All-time high
بالاترین قیمتی که دارایی تا امروز دیده است. نزدیک شدن به آن معمولاً با فروش سودگیرها هم همراه است.
در عمل قیمتی که به سقف تاریخی میرسد یا از آن رد میشود، معمولاً توجه بیشتری میگیرد و پرنوسانتر میشود.
Stock
واحدی از مالکیت یک شرکت که حقوق آن به نوع سهم و مقررات شرکت بستگی دارد.
در عمل قیمت سهم با ارزش اسمی آن یکسان نیست.
Dividend
بخشی از سود یا منابع قابل توزیع شرکت که طبق تصمیم و مقررات مربوط به سهامداران پرداخت میشود.
در عمل سود تقسیمی با افزایش قیمت سهم دو جزء متفاوت از بازدهاند.
Earnings per share
سود منتسب به هر سهم؛ برای مقایسه باید دوره و روش گزارش آن یکسان باشد.
در عمل EPS گزارششده و EPS پیشبینیشده را از هم جدا کنید.
Index
معیاری برای دنبال کردن تغییرات یک مجموعه بر اساس روش محاسبهٔ مشخص.
در عمل شاخص S&P 500 در ایرانفی با واحد «واحد» نمایش داده میشود.
Relative strength index (RSI)
عددی بین ۰ و ۱۰۰ که نشان میدهد قیمت زیاد خریده یا زیاد فروخته شده است. بالای ۷۰ یعنی خرید زیاد، زیر ۳۰ یعنی فروش زیاد، و حدود ۵۰ یعنی خریدار و فروشنده برابرند.
در عمل RSI برابر ۸۷ هشدار میدهد که قیمت خیلی سریع بالا رفته و احتمال اصلاح هست؛ تضمین نیست.
Breakout
وقتی قیمت از یک سطح مهم، مثل حمایت یا مقاومت، رد میشود. اگر با حجم بالا و چند روز ماندگاری همراه باشد، معتبرتر است.
در عمل رد شدن یکروزهٔ قیمت از مقاومت و برگشت فوری را معمولاً شکست معتبر نمیدانند.
Exchange-traded fund
صندوقی که واحدهای آن در بازار معامله میشوند و مجموعهای از داراییها را نگهداری میکند.
در عمل قیمت معاملهٔ واحد صندوق میتواند با ارزش خالص دارایی آن تفاوت داشته باشد.
18-karat gold
آلیاژ طلا با خلوص اسمی ۷۵۰ در هزار؛ یعنی ۱۸ سهم طلا از ۲۴ سهم کل آلیاژ.
در عمل یک گرم طلای ۱۸ عیار از نظر مقدار طلای خالص با یک گرم طلای ۲۴ عیار برابر نیست.
Karat
نسبت طلای خالص به کل آلیاژ؛ در مقیاس ۲۴، طلای ۱۸ عیار دارای ۷۵ درصد طلای خالص است.
در عمل قیمت هر گرم را همراه با عیار آن مقایسه کنید.
Bid–ask spread
اختلاف میان بهترین قیمت پیشنهادی خرید و بهترین قیمت پیشنهادی فروش.
در عمل یک نرخ نمایشی لزوماً قیمت قابل معامله در هر دو سمت بازار نیست.
Smart contract
برنامهای روی شبکه که مطابق کد و قواعد همان شبکه اجرا میشود.
در عمل نام «هوشمند» به معنی نبود خطای برنامهنویسی نیست.
Reference price
قیمتی که تغییرات نسبت به آن سنجیده میشوند. معنای دقیق آن به منبع داده بستگی دارد.
در عمل درصد تغییر را همیشه همراه با مبنای مقایسه بخوانید.
Private key
دادهٔ محرمانهای که برای امضای تراکنش و اثبات اختیار خرج کردن استفاده میشود.
در عمل داشتن کلید خصوصی میتواند امکان انتقال دارایی را فراهم کند؛ آن را منتشر نکنید.
Public key
کلیدی مرتبط با کلید خصوصی که برای بررسی امضای دیجیتال به کار میرود.
در عمل کلید عمومی، آدرس و کلید خصوصی سه مفهوم یکسان نیستند.
Wallet
ابزاری برای مدیریت کلیدها و تعامل با داراییهای ثبتشده روی شبکه.
در عمل کیف پول معمولاً خودِ سکهها را در دستگاه نگهداری نمیکند.
Gas
واحد سنجش کار محاسباتی برای اجرای عملیات در شبکههایی مانند اتریوم.
در عمل مقدار گس و قیمت هر واحد گس با هم هزینهٔ عملیات را شکل میدهند.
Resistance
محدودهای که در تحلیل نمودار احتمال افزایش عرضه در آن بررسی میشود.
در عمل مقاومت یک برداشت تحلیلی است و سقف قطعی قیمت نیست.
Moving average
میانگین قیمت چند نمونهٔ اخیر که با رسیدن هر نمونهٔ تازه دوباره محاسبه میشود.
در عمل میانگین ۲۰ نمونه لزوماً میانگین ۲۰ روز نیست.
Exchange rate
مقدار یک پول که با یک واحد پول دیگر برابر در نظر گرفته میشود.
در عمل برای خواندن نرخ، هم ارز مبدأ و هم ارز مقصد را مشخص کنید.
Price-to-earnings ratio
نسبت قیمت هر سهم به سود هر سهم؛ معمولاً با P/E نشان داده میشود.
در عمل وقتی سود صفر یا منفی است، تفسیر رایج این نسبت محدود میشود.
Liquidity
امکان خرید یا فروش یک دارایی با سرعت و بدون تغییر شدید قیمت آن.
در عمل تعداد معاملهها بهتنهایی همهٔ ابعاد نقدشوندگی را نشان نمیدهد.
Small sample
یعنی کمتر از ۳ نظر داریم. با این تعداد نمیشود دربارهٔ حال بازار نتیجه گرفت؛ فقط برای پیگیری خوب است.
در عمل یک نظر تنها نظر یک نفر است، نه نظر بازار.
Volatility
اندازهٔ تغییرپذیری قیمت در یک بازه؛ نوسان بیشتر یعنی بالا و پایین شدن شدیدتر.
در عمل مقایسهٔ نوسان دو دارایی به بازه و روش محاسبهٔ یکسان نیاز دارد.
Scaling in
بهجای خرید یکجا، پول را در چند مرحله و در زمانها یا قیمتهای مختلف وارد بازار میکنید تا ریسک خرید در بدترین قیمت کم شود.
در عمل بهجای خرید ۳۰ میلیون یکجا، سه بار ۱۰ میلیون در سه هفتهٔ پیاپی میخرید.
Price target
قیمتی که تحلیلگر انتظار دارد بازار به آن برسد. تضمین نیست؛ فقط برآورد خود اوست.
در عمل اگر تحلیلگری برای طلا هدف ۴۲۰۰ دلار بگوید، یعنی انتظار دارد قیمت تا آنجا بالا برود؛ هر وقت دلیلش عوض شود هدف هم عوض میشود.
واژهٔ کوتاهتری بنویسید یا فیلتر موضوع و حرف را بردارید.
دیدن همهٔ اصطلاحاتبرای مطالعهٔ بیشتر به راهنماهای آموزشی مراجعه کنید.