اخبار
بیتکوین پس از افت ۳۶ درصدی؛ آیا روند بلندمدت همچنان صعودی است؟
بیتکوین همچنان در محدوده ۸۰٬۸۰۰ تا ۸۱٬۵۰۰ دلار، زیر فشار اصلاح کوتاهمدت و نزدیک حمایت ۷۹ هزار دلاری معامله میشود. ورود ETFها و دادههای شبکه در کنار تصمیم فدرال رزرو، مسیر بعدی قیمت را شکل میدهند.

عکس آرشیوی مرتبط با موضوع
Holding Bitcoin cryptocurrency coin.jpg
عکس: Satheesh Sankaran · CC BY 2.0
عکس آرشیوی مرتبط با موضوع
Holding Bitcoin cryptocurrency coin.jpg
عکس: Satheesh Sankaran · CC BY 2.0
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بیتکوین در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ در محدوده ۸۰٬۸۰۰ تا ۸۱٬۵۰۰ دلار معامله میشود؛ محدودهای که در آن تلاش خریداران برای تثبیت قیمت با فشار فروش و احتیاط سرمایهگذاران همزمان شده است. قیمت این رمزارز پس از عقبنشینی از سطوح بالاتر، همچنان درگیر اصلاحی است که با نوسانهای شدید روزانه و آزمون مکرر حمایت ۸۰ هزار دلاری همراه بوده است. این وضعیت در حالی شکل گرفته که تصمیم سیاست پولی فدرال رزرو و انتشار دادههای اقتصادی روز پنجشنبه میتوانند جهت معاملات داراییهای پرریسک را تحت تأثیر قرار دهند.
قیمت فعلی بیتکوین حدود ۳۶ درصد پایینتر از سقف تاریخی ۱۲۶٬۰۸۰ دلار قرار دارد؛ رکوردی که در اوایل سال ۲۰۲۶ ثبت شد. همچنین، محدوده قیمتی ۵۲ هفتهای این رمزارز در دادههای مورد استفاده بین ۵۷٬۸۰۰ تا ۱۱۳٬۸۰۰ دلار گزارش شده است. چنین فاصلهای با سقف تاریخی نشان میدهد بازار پس از یک دوره صعودی، وارد مرحلهای از بازتنظیم قیمت شده که در آن قدرت تقاضا، جریان سرمایه نهادی و انتظارات مربوط به نرخ بهره اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
بیتکوین طی پنج تا هفت روز اخیر حدود ۴٫۸ تا ۶٫۵ درصد افت کرده و در چند نوبت محدوده ۷۹٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ دلار را آزموده است. این حرکت پس از بازگشت موقت قیمت به حوالی ۸۴٬۹۰۰ تا ۸۵٬۰۰۰ دلار در اوایل ماه رخ داد. در برخی گزارشها، بازدهی هفتگی حدود منفی ۳٫۷ درصد ثبت شده است؛ اختلافی که میتواند به زمان ثبت قیمت، نوع بازار و بازه محاسبه بازدهی مربوط باشد. در مجموع، رفتار اخیر بازار از ضعف کوتاهمدت حکایت دارد، اما برای ارزیابی روند میانمدت و بلندمدت باید دادههای بنیادی و ساختار تکنیکال را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
جریان سرمایه نهادی همچنان ادامه دارد، اما قدرت آن برای مهار اصلاح باید سنجیده شود
یکی از متغیرهای مهم در تحلیل بنیادی بیتکوین، عملکرد صندوقهای قابل معامله در بورس مبتنی بر معاملات نقدی این رمزارز در ایالات متحده است. این صندوقها امکان دسترسی به بیتکوین را از مسیر بازارهای مالی سنتی فراهم کردهاند و به همین دلیل، جریان ورودی و خروجی سرمایه آنها به شاخصی برای سنجش تقاضای نهادی تبدیل شده است. در میانه اکتبر، برخی گزارشها از ورود خالص هفتگی حدود ۳۰۱ میلیون دلار به این صندوقها خبر میدادند. در ادامه، جریان سرمایه در روزهای مختلف تغییر کرد و خروجهای سنگین مقطعی نیز به ثبت رسید.
دادههای مربوط به ۲۶ اکتبر نشاندهنده ورود خالص حدود ۱۱۰ میلیون دلار بود. برای ۲۷ اکتبر نیز دو مجموعه داده، ارقام متفاوتی گزارش کردهاند: یک ردیاب ورود خالص ۲۴٫۵ میلیون دلاری را ثبت کرده، در حالی که ردیاب دیگری مجموع ورود را ۱۷۶ میلیون دلار اعلام کرده است. در گزارش دوم، ۱۵۱٫۵ میلیون دلار ورود به صندوق IBIT متعلق به بلکراک و ۲۴٫۵ میلیون دلار ورود به صندوق FBTC متعلق به فیدلیتی منظور شده است. بنابراین، اختلاف ارقام روزانه را باید در بستر تفاوت وضعیت بهروزرسانی دادهها و پوشش صندوقها ارزیابی کرد، نه اینکه لزوماً به معنای تغییر ناگهانی تقاضا در نظر گرفت.
با وجود این نوسانها، مجموع ورود خالص سرمایه به صندوقهای نقدی بیتکوین از زمان آغاز فعالیت آنها از ۵۷ میلیارد دلار فراتر رفته است. این رقم نشان میدهد که تقاضای نهادی در مقیاس بلندمدت همچنان یکی از اجزای مهم بازار به شمار میرود؛ بااینحال، وجود جریان ورودی تجمعی مثبت بهتنهایی برای جلوگیری از افت قیمت کافی نیست. سرمایهگذاران نهادی نیز تحت تأثیر شرایط نقدینگی، انتظارات نرخ بهره و تغییرات پرتفوی خود تصمیم میگیرند. به همین دلیل، ورود سرمایه به صندوقها زمانی میتواند پشتوانه قابلتوجهتری برای قیمت باشد که با تداوم جریان ورودی و بهبود رفتار بازار نقدی همراه شود.
انباشت بیتکوین در خزانه شرکتها نیز بخش دیگری از تقاضای قابلتوجه بازار را تشکیل میدهد. شرکت استراتژی در دادههای ۲۸ اکتبر حدود ۸۴۸٬۵۱۷ بیتکوین در اختیار دارد؛ رقمی که این شرکت را در جایگاه بزرگترین دارنده شرکتی شناختهشده این دارایی قرار میدهد. شرکت استرایو نیز در فاصله ۱۷ تا ۲۳ اکتبر، ۶٬۱۸۲ بیتکوین دیگر خریداری کرد و مجموع دارایی خود را به ۴۳٬۰۰۰ بیتکوین رساند. این اقدامات از تداوم راهبرد انباشت در بخشی از شرکتهای بورسی حکایت دارد، اما اثر آنها بر قیمت به میزان عرضه در بازار، رفتار سایر دارندگان و شرایط عمومی نقدینگی نیز وابسته است.
تصمیم فدرال رزرو میتواند جهت حرکت بعدی بازار را مشخصتر کند
در کنار جریان سرمایه نهادی، سیاست پولی آمریکا یکی از عوامل تعیینکننده برای بازار ارزهای دیجیتال است. فدرال رزرو قرار است در ۲۸ اکتبر تصمیم جدید خود درباره نرخ بهره را اعلام کند و انتظار غالب بازار، ثابت ماندن نرخ در محدوده ۳٫۷۵ تا ۴٫۰۰ درصد است. بااینحال، اهمیت این رویداد تنها به نتیجه نهایی محدود نمیشود. ارزیابی بانک مرکزی از تورم، بازار کار و مسیر احتمالی سیاست پولی در ماههای آینده میتواند انتظارات معاملهگران را تغییر دهد. انتشار دادههای تولید ناخالص داخلی و شاخص هزینههای مصرف شخصی یا PCE در ۲۹ اکتبر نیز بر همین فضای انتظارات اثر خواهد گذاشت.
ثابت ماندن نرخ بهره، بهخودیخود به معنای صعودی شدن بیتکوین نیست؛ زیرا واکنش بازار به فاصله میان تصمیم اعلامشده و انتظارات قبلی بستگی دارد. اگر موضع فدرال رزرو ملایمتر از برداشت سرمایهگذاران باشد، بهبود تمایل به داراییهای پرریسک میتواند از قیمت حمایت کند. در مقابل، تأکید بر تداوم فشارهای تورمی یا ضرورت حفظ سیاست پولی محدودکننده ممکن است تقاضا را کاهش دهد. در چنین شرایطی، حتی جریان ورودی به صندوقهای بیتکوین نیز ممکن است نتواند بهسرعت اثر افزایش احتیاط در بازارهای مالی را خنثی کند.
شاخص ترس و طمع بازار ارزهای دیجیتال در محدوده ۵۱ قرار دارد که با وضعیت خنثی سازگار است. در عین حال، کاهش نسبی حجم معاملات و افت فعالیت کیف پولهای فعال نشان میدهد مشارکت بازار در مقطع اخیر با قدرت کافی افزایش نیافته است. این ترکیب از یک سو مانع شکلگیری برداشت قطعی درباره تسلط فروشندگان میشود و از سوی دیگر، نشان میدهد خریداران هنوز برای بازگرداندن قیمت به مسیر صعودی به محرکهای قویتری نیاز دارند. تنشهای ژئوپلیتیکی نیز در دوره اخیر بر نوسان بازار افزودهاند، اما جهتگیری پایدار قیمت همچنان به ترکیب عوامل کلان اقتصادی و جریان سرمایه بستگی دارد.
وضعیت شبکه از تداوم فعالیت حکایت دارد، نه لزوماً از آغاز موج صعودی
شاخصهای درونشبکهای بیتکوین تصویر متفاوتی از نمودار قیمت ارائه میکنند. نرخ هش شبکه در دادههای مبنای این تحلیل حدود ۱٬۰۸۶ اگزاهش بر ثانیه است؛ معیاری که توان پردازشی اختصاصیافته به حفظ امنیت شبکه را نشان میدهد. سختی استخراج نیز به ۱۴۰٫۵۸ تریلیون رسیده و آخرین تعدیل آن افزایش ۵٫۹۲ درصدی را ثبت کرده است؛ سطحی که در دادههای مورد استفاده بالاترین میزان از ماه مارس محسوب میشود. تعدیل بعدی سختی شبکه نیز حدود یک روز دیگر پیشبینی شده است. این ارقام از تداوم رقابت استخراج و حفظ فعالیت شبکه خبر میدهند.
حجم ممپول، یعنی مجموعه تراکنشهای تأییدنشده در انتظار ورود به بلاکها، در دادههای مبنا حدود ۰٫۹ مگابایت گزارش شده است که با فعالیت عادی شبکه سازگار است. همچنین، در این دادهها نشانه روشنی از تسلیم گسترده ماینرها یا تعطیلی فراگیر فعالیت استخراج دیده نمیشود. چنین شرایطی میتواند از منظر زیرساختی، تصویری نسبتاً باثبات از شبکه ارائه کند؛ بااینحال، نرخ هش، سختی استخراج و وضعیت ممپول بهتنهایی برای تعیین جهت کوتاهمدت قیمت کافی نیستند. بیتکوین ممکن است در شبکهای فعال و از نظر فنی پایدار، همزمان با کاهش تقاضای سرمایهگذاران و فشار فروش در بازارهای معاملاتی روبهرو شود.
محدودیت عرضه و کاهش دورهای پاداش استخراج پس از هاوینگ نیز همچنان بخشی از چارچوب بنیادی بیتکوین است. با این وجود، اثر این سازوکار در کوتاهمدت معمولاً در کنار عواملی مانند جریان نقدینگی، موقعیتگیری معاملهگران و انتظارات نرخ بهره معنا پیدا میکند. از این رو، وضعیت فعلی شبکه را میتوان عاملی در حمایت از ارزیابی بلندمدت دارایی دانست، نه دلیلی مستقل برای پایان اصلاح قیمت. فاصله میان ثبات نسبی شاخصهای شبکه و ضعف نمودار روزانه، یکی از ویژگیهای مهم بازار در شرایط کنونی است.
حمایت ۷۹ هزار دلاری در حال تبدیلشدن به معیار اصلی قدرت خریداران است
از منظر تکنیکال، بیتکوین در کوتاهمدت ساختاری متمایل به نزول دارد. قیمت در محدوده ۸۰٬۸۰۰ تا ۸۱٬۵۰۰ دلار نوسان میکند و پیوت نزدیک بازار در سطح ۸۰٬۹۱۶ دلار قرار دارد. باقی ماندن قیمت زیر این سطح، فشار فروش را در معاملات کوتاهمدت برجسته میکند. در صورت تداوم ضعف و از دست رفتن حمایتهای نزدیک، ناحیه ۷۸٬۹۹۶ دلار بهعنوان سطح حمایتی مهم مطرح میشود. محدوده ۷۸٬۶۰۰ دلار نیز در ادامه مسیر نزولی اهمیت دارد و میتواند محل ارزیابی دوباره واکنش تقاضا باشد.
در کنار این سطوح، باند پایین بولینگر در محدوده تقریبی ۷۹٬۷۱۵ دلار قرار دارد. قرارگیری این محدوده در نزدیکی ناحیه حمایتی ۷۹ تا ۸۰ هزار دلار، اهمیت واکنش قیمت در این بخش را افزایش میدهد. البته باندهای بولینگر بر اساس نوسان و تنظیمات نمودار محاسبه میشوند و ممکن است با تغییر بازه زمانی جابهجا شوند؛ بنابراین، همپوشانی آنها با حمایتهای قیمتی باید بهعنوان قرینهای تکنیکال بررسی شود، نه تضمینی برای توقف افت. بستهشدن قیمت زیر حمایتهای یادشده میتواند مسیر حرکت به سطوح پایینتر را هموارتر کند و احتمال عقبنشینی به محدوده ۷۶٬۰۰۰ تا ۷۸٬۰۰۰ دلار را افزایش دهد.
در سمت مقابل، مقاومتهای نزدیک در محدوده ۸۱٬۵۴۴ و ۸۱٬۹۱۷ دلار قرار دارند. در برخی دادههای تکنیکال، سطح ۸۱٬۵۴۳ دلار نیز بهعنوان مقاومت یا هدف نخست بازگشت قیمت مطرح شده است. تثبیت بالای این ناحیه میتواند نشانهای از کاهش فشار فروش باشد، اما برای تقویت ساختار روزانه، عبور از سطح ۸۳٬۱۰۱ دلار اهمیت بیشتری دارد. بنابراین، تفاوت میان یک بازگشت محدود و تغییر محسوس در روند کوتاهمدت به این بستگی دارد که خریداران تا چه اندازه بتوانند مقاومتهای پیاپی را پشت سر بگذارند و قیمت را بالاتر از آنها حفظ کنند.
ضعف مومنتوم روزانه در برابر تلاشهای صعودی در نمودارهای کوتاهمدت قرار گرفته است
اندیکاتور مکدی یا MACD در نمودار روزانه زیر خط سیگنال قرار دارد و گسترش هیستوگرام منفی آن از تداوم مومنتوم نزولی حکایت میکند. شاخص قدرت نسبی یا RSI نیز در نمودار روزانه در محدوده ۴۵ تا ۴۷ قرار گرفته است؛ محدودهای که از ضعف نسبی تقاضا خبر میدهد، اما بهتنهایی به معنای قرارگرفتن قیمت در وضعیت اشباع فروش نیست. قرارگیری قیمت زیر میانگین متحرک ۲۰روزه، در محدوده تقریبی ۸۱٬۸۶۹ دلار، و همچنین زیر میانگین متحرک ۵۰روزه، بر فشار واردشده به ساختار کوتاهمدت و میانمدت تأکید میکند.
بااینحال، در نمودارهای کوتاهمدتتر، RSI تا محدوده ۶۵ افزایش یافته است. این تفاوت میان شاخص روزانه و نمودار ۳۰دقیقهای میتواند نشاندهنده شکلگیری موجهای بازگشتی درون روند اصلاحی باشد؛ حرکتهایی که لزوماً به معنای تغییر جهت بازار نیستند. وقتی شاخصهای کوتاهمدت بهبود پیدا میکنند، اما قیمت همچنان زیر مقاومتهای مهم و میانگینهای متحرک قرار دارد، بازار ممکن است وارد مرحلهای از نوسان و رفتوبرگشت شود. در چنین وضعیتی، پایداری حرکت صعودی و نحوه واکنش قیمت به مقاومتها از اهمیت بیشتری نسبت به یک جهش مقطعی برخوردار است.
قرارگیری نمودار روزانه در داخل باندهای بولینگر نیز با تداوم نوسان در محدودهای فشردهتر سازگار است. در تایمفریمهای پایینتر، احتمال شکلگیری الگوی کف سهقلو یا سر و شانه معکوس مطرح شده است؛ الگوهایی که در صورت تکمیل میتوانند به بهبود ساختار صعودی کمک کنند. با این حال، شکلگیری اولیه چنین الگوهایی بهتنهایی تأییدی برای بازگشت روند نیست. عبور از مقاومتهای بالاتر و تثبیت قیمت، شرط مهمتری برای ارزیابی اعتبار این ساختارها محسوب میشود. تا پیش از آن، امکان ادامه نوسانهای بازگشتی در محدوده اصلاحی همچنان وجود دارد.
تفاوت افقهای زمانی مانع از یکساندانستن اصلاح فعلی با پایان روند بلندمدت است
ارزیابی چندبازهای بازار نشان میدهد که وضعیت بیتکوین در همه افقهای زمانی یکسان نیست. بر اساس امتیازدهی مجموعه Borearis، گرایش کوتاهمدت در بازه چند روز تا دو هفته، نزولی با شدت متوسط ارزیابی شده است. در افق میانمدت، یعنی چند هفته تا چند ماه، این ارزیابی همچنان نزولی و با شدت متوسط است؛ درحالیکه روند بلندمدت، در بازه چندماهه و بیشتر، صعودی و با قدرت زیاد توصیف میشود. این تفکیک بیانگر آن است که افت فعلی میتواند در یک ساختار بلندمدت همچنان صعودی رخ دهد، اما برای تأیید این برداشت باید رفتار قیمت و میانگینهای متحرک در بازههای زمانی مختلف پیگیری شود.
یکی از دلایل این تفاوت، قرارگرفتن قیمت زیر میانگینهای متحرک کوتاهتر در کنار باقیماندن آن بالاتر از میانگینهای کلیدی بلندمدت است. همچنین، عملکرد بیتکوین در بازه ششماهه حدود ۲٫۷ درصد رشد را نشان میدهد. این داده در کنار افت حدود ۳۶ درصدی نسبت به سقف تاریخی، دو تصویر متفاوت از بازار ارائه میکند: از یک سو اصلاحی قابلتوجه نسبت به اوج قیمت و از سوی دیگر حفظ بازدهی مثبت در افق ششماهه. این دو وضعیت با یکدیگر تناقضی ندارند، زیرا نقاط آغاز محاسبه و افق زمانی آنها متفاوت است.
با این حال، حفظ ساختار بلندمدت صعودی به معنای مصونیت قیمت در برابر اصلاحهای عمیقتر نیست. اگر حمایتهای ۷۹ هزار دلاری از دست بروند و خروج سرمایه از صندوقها تداوم یابد، احتمال گسترش افت به محدوده ۷۶ تا ۷۸ هزار دلار مطرح خواهد شد. در جهت مخالف، بازپسگیری پیوت ۸۰٬۹۱۶ دلار و عبور از ناحیه ۸۱٬۵۴۳ تا ۸۱٬۹۱۷ دلار میتواند فضای نمودار را متعادلتر کند. عبور از محدوده ۸۳٬۰۰۰ تا ۸۵٬۰۰۰ دلار نیز نشانه قویتری از تغییر ساختار کوتاهمدت خواهد بود و در صورت همراهی عوامل بنیادی، امکان بررسی سطوح بالاتر، از جمله ۹۰٬۰۰۰ دلار و بیشتر، را فراهم میکند.
محدوده ۷۹ تا ۸۳ هزار دلار مسیر بعدی بیتکوین را روشنتر خواهد کرد
در مجموع، بیتکوین در ۲۸ اکتبر با ترکیبی از فشار فروش کوتاهمدت، تقاضای نهادی نوسانی و انتظارات مهم اقتصاد کلان مواجه است. حمایتهای نزدیک در محدوده ۷۸٬۹۹۶ تا ۷۹٬۷۱۵ دلار، نخستین بخش مهم برای ارزیابی توان خریداران به شمار میروند. در طرف مقابل، مقاومتهای ۸۰٬۹۱۶، ۸۱٬۵۴۴ و ۸۱٬۹۱۷ دلار و سپس سطح ۸۳٬۱۰۱ دلار، محدودههایی هستند که رفتار قیمت در برابر آنها میتواند به سنجش تغییر مومنتوم کمک کند. واکنش بازار به این سطوح، بهویژه در مجاورت تصمیم فدرال رزرو، اهمیت بیشتری خواهد داشت.
ورود سرمایه به صندوقهای نقدی و ادامه انباشت توسط برخی شرکتها از عوامل حمایتی بازار هستند، اما ضعف شاخصهای تکنیکال و حساسیت قیمت به دادههای اقتصادی نشان میدهد این حمایتها هنوز برای پایاندادن به اصلاح کافی نبودهاند. در نتیجه، توصیف وضعیت فعلی بهعنوان اصلاحی درون روند بلندمدت، همچنان به نحوه حفظ حمایتها و بازگشت قیمت به بالای مقاومتها وابسته است. اگر فشار فروش ادامه پیدا کند، محدودههای پایینتر بار دیگر در کانون توجه قرار میگیرند؛ اما تثبیت بالای ۸۳ هزار دلار میتواند ارزیابی کوتاهمدت را تغییر دهد. تا آن زمان، مسیر بیتکوین همچنان تحت تأثیر کشمکش میان احتیاط معاملهگران و تقاضای نهادی باقی میماند.