اخبار
چهارمین روز افت متوالی طلا؛ چرا رکورد تقاضای صندوقها مانع ریزش نشد؟
قیمت اونس جهانی طلا با افت بیش از ۱.۵۰ درصدی به محدوده ۴۰۷۰ دلار رسید. انتظارات افزایش نرخ بهره فدرال رزرو و فروش ذخایر روسیه فشار نزولی را تقویت کردهاند.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قیمت اونس جهانی طلا در معاملات روز پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، تحت فشار فروش سنگینی قرار گرفت و با افت بیش از ۱.۵۰ درصدی به محدوده ۴۰۷۰ تا ۴۰۶۵ دلار رسید. این کاهش در شرایطی رخ میدهد که نگرانی از تداوم تورم، افزایش احتمال بالا رفتن نرخ بهره فدرال رزرو در ماه دسامبر و فروش ذخایر طلای روسیه، فضای بنیادی بازار فلز زرد را تحت تأثیر قرار دادهاند. در مقابل، تضعیف دلار آمریکا و عقبنشینی بازده اوراق خزانهداری همچنان عواملی هستند که میتوانند از شدت فشار نزولی بر طلا بکاهند. با این حال، واکنش قیمت به محدودههای حمایتی و مقاومتهای پیش رو نشان میدهد که مسیر کوتاهمدت اونس همچنان به تحولات سیاست پولی آمریکا و تداوم تقاضای سرمایهگذاری وابسته است.
تورم انرژی، انتظارات نرخ بهره را به مهمترین عامل فشار بر طلا تبدیل کرده است
یکی از مهمترین محرکهای بنیادی بازار طلا در روزهای اخیر، افزایش نگرانیها درباره تداوم تورم در اقتصاد آمریکاست. انتشار آخرین آمار تورمی آمریکا در هفته گذشته، انتظارات معاملهگران درباره احتمال افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو در ماه دسامبر را تقویت کرد. بر اساس اطلاعات ابزار FedWatch گروه CME، بازارها حدود ۹۰ درصد احتمال برای افزایش نرخ بهره در دسامبر در نظر گرفتهاند؛ انتظاری که میتواند بر جذابیت داراییهای بدون بازدهی مانند طلا اثر منفی بگذارد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که قیمت نفت نیز در معادلات تورمی نقش پررنگی پیدا میکند. افزایش یا نوسان شدید قیمت انرژی میتواند هزینههای تولید، حملونقل و خدمات را بالا ببرد و روند کاهش تورم را با دشواری بیشتری مواجه کند. در چنین شرایطی، اگر فشارهای قیمتی پایدار بمانند، فدرال رزرو ممکن است برای مدت طولانیتری سیاست پولی انقباضی را حفظ کند یا حتی نرخ بهره را افزایش دهد.
طلا برخلاف اوراق خزانهداری و سپردههای بهرهدار، درآمد دورهای ایجاد نمیکند. بنابراین، افزایش نرخ بهره یا بالا ماندن بازده واقعی داراییهای دلاری میتواند هزینه فرصت نگهداری فلز زرد را افزایش دهد. این رابطه به معنای کاهش قطعی قیمت طلا در هر دوره افزایش نرخ بهره نیست، اما در شرایطی که انتظارات بازار به سمت سیاست پولی سختگیرانهتر حرکت میکند، معمولاً مانعی برای تداوم رشد قیمت ایجاد میشود.
اختلاف میان انتظارات بازار و موضع فدرال رزرو، مسیر دلار و طلا را پیچیده کرده است
با وجود افزایش انتظارات برای بالا رفتن نرخ بهره در دسامبر، موضع اخیر برخی مقامهای فدرال رزرو نشان میدهد که تصمیمگیری درباره افزایش فوری هزینه استقراض همچنان قطعی نیست. این مقامها پیش از نشست ۲۷ و ۲۸ اکتبر اعلام کردهاند که برای افزایش نرخ بهره در نشست پیش رو فوریت مشخصی وجود ندارد. همین موضوع باعث شده است دلار آمریکا نتواند از انتظارات انقباضی بازار بهطور کامل حمایت بگیرد.
شاخص دلار در شرایطی نزدیک به پایینترین سطح سه هفته اخیر خود قرار دارد که این کف در روز سهشنبه ثبت شده است. همزمان، بازده اوراق خزانهداری آمریکا نیز از اوجهای چندساله عقبنشینی کرده و بخشی از فشار صعودی پیشین بر دلار را کاهش داده است. تضعیف دلار از نظر نظری میتواند خرید طلا را برای دارندگان ارزهای دیگر ارزانتر کند و در نتیجه از تقاضای جهانی حمایت کند.
با این حال، رفتار اخیر اونس نشان میدهد که اثر انتظارات نرخ بهره و نگرانیهای تورمی فعلاً بر مزیت ناشی از افت دلار غلبه کرده است. این واگرایی اهمیت تفکیک عوامل بنیادی را برجسته میکند؛ زیرا قیمت طلا تنها به جهت حرکت دلار وابسته نیست و همزمان از نرخهای بهره مورد انتظار، بازده اوراق، تقاضای پناهگاه امن و جریان معاملات سرمایهگذاران تأثیر میپذیرد.
اگر دادههای اقتصادی آمریکا به تداوم فشارهای تورمی اشاره کنند، احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر میتواند همچنان در قیمتها منعکس شود. در مقابل، انتشار دادههای ضعیفتر اقتصادی یا کاهش فشارهای قیمتی ممکن است انتظارات انقباضی را تعدیل کند و زمینه را برای بازگشت بخشی از تقاضا به بازار طلا فراهم آورد.
تنشهای ژئوپلیتیکی از دلار حمایت میکنند، اما برای طلا تضمین صعود نیستند
در شرایط افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، دلار آمریکا میتواند به دلیل جایگاه خود در نظام مالی جهانی و تقاضای داراییهای نقدشونده، از جریانهای پناهگاه امن بهرهمند شود. این موضوع برای طلا اهمیت ویژهای دارد، زیرا تقاضای محافظتی ناشی از نااطمینانی لزوماً به افزایش قیمت فلز زرد منجر نمیشود. اگر همزمان دلار تقویت شود و انتظارات نرخ بهره نیز در سطوح بالایی باقی بماند، بخشی از تقاضای پناهگاه امن برای طلا ممکن است خنثی شود.
به همین دلیل، رابطه میان تنشهای ژئوپلیتیکی و قیمت اونس در شرایط فعلی پیچیدهتر از یک رابطه مستقیم است. شدت و مدت تنشها، واکنش بازار انرژی، تغییر انتظارات تورمی و رفتار دلار تعیین میکنند که کدام عامل در نهایت بر قیمت طلا غلبه کند.
فروش ذخایر طلای روسیه فشار عرضه را افزایش داده است
در کنار سیاست پولی و تحولات ژئوپلیتیکی، رفتار دارندگان رسمی طلا نیز در تحلیل بنیادی بازار اهمیت دارد. طبق دادههای بانک مرکزی روسیه که در گزارش منتشرشده از سوی مسکو تایمز در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ بازتاب یافته، روسیه در ماه سپتامبر ۲۰۰ هزار اونس طلا، معادل حدود ۶.۲ تن، فروخته است. در نتیجه، ذخایر طلای این کشور به ۲۲۶۴ تن کاهش یافته که پایینترین سطح از پایان سال ۲۰۱۹ به شمار میرود.
روسیه از ماه دسامبر تاکنون حدود ۶۲ تن از ذخایر طلای خود را فروخته است. این روند، بزرگترین دوره مستمر کاهش ذخایر این کشور از سال ۱۹۹۸ توصیف شده و در شرایطی رخ میدهد که دولت روسیه برای پوشش کسری بودجه فزاینده از ذخایر خود استفاده میکند.
فروش طلا از سوی یک دارنده رسمی بزرگ میتواند از مسیر افزایش عرضه بالقوه، بر تعادل بازار اثر بگذارد. با این حال، نباید اثر چنین معاملاتی را مستقل از سایر عوامل ارزیابی کرد. میزان فروش، نحوه اجرای معاملات، شرایط نقدشوندگی و تقاضای همزمان سایر بانکهای مرکزی در تعیین اثر نهایی آن بر قیمت نقش دارند.
در همین حال، خرید طلا از سوی برخی دیگر از بانکهای مرکزی ادامه دارد. چین در ماه سپتامبر بزرگترین خرید ماهانه خود طی سه سال گذشته را ثبت کرده است. این تقاضا بخشی از اثر فروش روسیه را جبران میکند، اما لزوماً برای خنثی کردن کامل فشار ناشی از نرخ بهره و جریان معاملات بازار کافی نیست.
این تضاد نشان میدهد که تقاضای رسمی برای طلا یکپارچه نیست. در حالی که برخی کشورها ذخایر خود را افزایش میدهند، برخی دیگر ممکن است برای پاسخ به نیازهای مالی یا مدیریت ذخایر، بخشی از داراییهای طلایی خود را به فروش برسانند.
رکورد دارایی صندوقهای طلا هنوز نتوانسته روند نزولی را متوقف کند
رفتار سرمایهگذاران در صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلا نیز تصویر مهمی از وضعیت تقاضا ارائه میدهد. بر اساس دادههای شورای جهانی طلا که در گزارش بولیونوالت در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ منعکس شده است، مجموع ذخایر طلای صندوقهای جهانی قابل معامله در بورس در هفته گذشته به رکورد ۴۲۷۸ تن رسیده است.
ثبت چنین سطحی از داراییها نشان میدهد که تقاضای سرمایهگذاری برای طلا همچنان قابل توجه است. صندوقهای قابل معامله به سرمایهگذاران امکان میدهند بدون نگهداری مستقیم شمش، در معرض تغییرات قیمت فلز زرد قرار بگیرند. افزایش موجودی این صندوقها میتواند نشانهای از ورود سرمایه به بازار باشد، هرچند برای ارزیابی دقیقتر باید جریان ورود و خروج سرمایه، تغییرات قیمت و رفتار سایر گروههای سرمایهگذار نیز بررسی شود.
با وجود ثبت این رکورد، قیمت طلا چهارمین جلسه متوالی کاهش را پشت سر گذاشته است. این وضعیت نشان میدهد که تقاضای موجود هنوز نتوانسته فشار ناشی از انتظارات نرخ بهره را بهطور کامل خنثی کند. در واقع، بالا بودن سطح داراییهای صندوقها الزاماً به معنای تداوم خرید در هر قیمت یا جلوگیری از اصلاح کوتاهمدت نیست.
از این منظر، روند آتی موجودی صندوقهای طلا میتواند یکی از شاخصهای مهم برای تشخیص پایداری تقاضای سرمایهگذاری باشد. اگر قیمت همچنان کاهش یابد اما داراییهای صندوقها در سطوح بالا باقی بمانند، میتوان میان تقاضای بلندمدت و فشار فروش کوتاهمدت تمایز قائل شد. در مقابل، کاهش همزمان قیمت و موجودی صندوقها میتواند نشانهای از تضعیف گستردهتر تقاضای سرمایهگذاری باشد.
تثبیت زیر ۴۱۰۰ دلار، ساختار کوتاهمدت اونس را نزولی نگه داشته است
از منظر تکنیکال، نمودار چهارساعته اونس جهانی طلا نشان میدهد که قیمت زیر میانگین متحرک ساده ۲۰۰ دورهای معامله میشود. این وضعیت، همراه با تداوم فشار فروش، بیانگر آن است که ساختار کوتاهمدت بازار هنوز به نفع فروشندگان است. افت قیمت به محدوده ۴۰۷۰ تا ۴۰۶۵ دلار نیز اونس را به کف نوسانی ماهانه نزدیک کرده است.
قرار گرفتن قیمت زیر سطح روانی ۴۱۰۰ دلار اهمیت ویژهای دارد. این محدوده علاوه بر نقش روانی، میتواند در معاملات کوتاهمدت بهعنوان مرز ارزیابی قدرت خریداران و فروشندگان عمل کند. تا زمانی که قیمت نتواند بالای این سطح بازگردد و در آن تثبیت شود، احتمال ادامه فشار نزولی همچنان مطرح خواهد بود.
شاخص مکدی یا MACD نیز در محدوده منفی قرار دارد و خط آن پایینتر از خط سیگنال معامله میشود. این وضعیت نشان میدهد که مومنتوم نزولی همچنان غالب است و هنوز نشانه روشنی از تغییر جهت پایدار در این شاخص دیده نمیشود. همزمان، شاخص قدرت نسبی یا RSI در محدوده میانی دهه ۳۰ قرار گرفته است؛ سطحی که از ضعف مومنتوم خرید حکایت دارد و قیمت را به محدودهای نزدیک به اشباع فروش میرساند.
با این حال، نزدیک شدن RSI به محدوده اشباع فروش بهتنهایی به معنای پایان افت قیمت نیست. در روندهای نزولی قدرتمند، این شاخص ممکن است برای مدتی در سطوح پایین باقی بماند. بنابراین، برای ارزیابی احتمال بازگشت، واکنش قیمت به حمایتها و تغییر رفتار شاخصهای مومنتوم اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد دارد.
محدوده ۴۰۶۵ دلار آزمون اصلی فروشندگان در ادامه معاملات است
محدوده ۴۰۷۵ تا ۴۰۶۵ دلار نزدیکترین ناحیه حمایتی مهم اونس به شمار میرود. این محدوده با کف نوسانی ماهانه همپوشانی دارد و از همین رو، واکنش قیمت به آن میتواند جهت حرکت بعدی را روشنتر کند. در صورتی که خریداران بتوانند در این ناحیه از افت بیشتر جلوگیری کنند، احتمال شکلگیری یک بازگشت اصلاحی وجود خواهد داشت؛ هرچند برای تأیید چنین حرکتی، بازپسگیری مقاومتهای بالاتر ضروری است.
در مقابل، شکست پایدار محدوده ۴۰۷۵ تا ۴۰۶۵ دلار و ادامه معاملات در زیر آن میتواند بهعنوان محرکی تازه برای فروشندگان عمل کند. در این سناریو، حمایت میانی ۴۰۳۰ تا ۴۰۲۵ دلار در کانون توجه قرار میگیرد. عبور از این محدوده نیز میتواند مسیر حرکت به سمت سطح روانی ۴۰۰۰ دلار را هموار کند.
سطح ۴۰۰۰ دلار از نظر روانی و معاملاتی اهمیت بالایی دارد؛ زیرا اعداد رُند معمولاً محل تمرکز سفارشها و تغییر رفتار بخشی از معاملهگران هستند. با این حال، رسیدن قیمت به این سطح یا عبور از آن قطعی نیست و به نحوه واکنش بازار در حمایتهای میانی و تغییرات عوامل بنیادی بستگی دارد.
نکته مهم این است که ادامه افت قیمت باید با تثبیت زیر حمایتها ارزیابی شود، نه صرفاً لمس لحظهای آنها. در بازاری که مومنتوم نزولی قدرتمند است، شکستهای کوتاهمدت ممکن است با بازگشت قیمت همراه شوند. از این رو، تداوم فشار فروش و واکنش اونس به محدودههای حمایتی میتواند برای سنجش اعتبار حرکت نزولی تعیینکننده باشد.
مقاومت ۴۱۴۰ دلار میتواند نخستین نشانه کاهش فشار فروش باشد
در سمت مقابل، محدوده ۴۱۴۰ دلار نخستین مقاومت مهم در مسیر بازگشت قیمت محسوب میشود. عبور از این سطح میتواند نشانهای اولیه از کاهش فشار فروش باشد و زمینه را برای حرکت دوباره اونس به سمت ۴۲۰۰ دلار فراهم کند. با این حال، صرف عبور لحظهای از ۴۱۴۰ دلار برای تأیید تغییر روند کافی نیست و پایداری قیمت بالاتر از این محدوده اهمیت دارد.
سطح ۴۲۰۰ دلار مقاومت مهم بعدی است. بازگشت به بالای این سطح میتواند بخشی از ساختار نزولی کوتاهمدت را تضعیف کند، بهویژه اگر با بهبود شاخصهای مومنتوم و افزایش تقاضای خرید همراه شود. در این شرایط، میانگین متحرک ساده ۲۰۰ دورهای در نمودار چهارساعته، در محدوده ۴۲۳۲ دلار، بهعنوان مقاومت بعدی مطرح خواهد بود.
عبور پایدار از میانگین متحرک ۲۰۰ دورهای میتواند فشار نزولی فعلی را کاهش دهد و راه را برای یک بازگشت اصلاحی گستردهتر باز کند. با این حال، چنین حرکتی لزوماً به معنای آغاز روند صعودی جدید نیست؛ زیرا تثبیت قیمت در سطوح بالاتر و تغییر شرایط بنیادی نیز برای ارزیابی دوام بازگشت اهمیت دارند.
از سوی دیگر، اگر اونس در محدوده ۴۱۴۰ دلار با افزایش عرضه مواجه شود و نتواند به سمت ۴۲۰۰ دلار حرکت کند، این رفتار میتواند نشانهای از تداوم برتری فروشندگان باشد. در این صورت، حمایت ۴۰۷۵ تا ۴۰۶۵ دلار دوباره در مرکز توجه قرار خواهد گرفت و احتمال آزمون مجدد کف ماهانه افزایش مییابد.
دادههای اشتغال و نشست فدرال رزرو، جهت بعدی بازار را مشخص میکنند
در کوتاهمدت، انتشار آمار هفتگی درخواستهای اولیه بیمه بیکاری آمریکا در روز پنجشنبه میتواند بر انتظارات بازار از وضعیت اقتصاد و سیاست پولی اثر بگذارد. این داده در کنار شاخصهای اولیه مدیران خرید جهانی که روز جمعه منتشر میشوند، تصویری تازه از شرایط فعالیت اقتصادی ارائه خواهد کرد.
با این حال، تمرکز اصلی بازار همچنان بر نشست کمیته بازار آزاد فدرال رزرو در روزهای ۲۷ و ۲۸ اکتبر قرار دارد. لحن مقامهای بانک مرکزی، ارزیابی آنها از روند تورم و هرگونه اشاره به مسیر آتی نرخ بهره میتواند بر دلار، بازده اوراق و در نتیجه قیمت اونس اثر بگذارد. دادههای شاخص هزینههای مصرف شخصی یا PCE نیز در هفته آینده اهمیت خواهند داشت؛ زیرا این شاخص یکی از معیارهای اصلی فدرال رزرو برای ارزیابی تورم است.
اگر دادههای اقتصادی به کاهش فشارهای تورمی اشاره کنند و مقامهای فدرال رزرو موضعی محتاطانهتر داشته باشند، احتمال تضعیف انتظارات افزایش نرخ بهره و بهبود شرایط برای طلا وجود دارد. در مقابل، تداوم فشارهای تورمی ناشی از انرژی و تقویت احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر میتواند مانع مهمی برای بازگشت پایدار اونس باشد.
جمعبندی؛ اونس میان فشار نرخ بهره و تقاضای سرمایهگذاری گرفتار شده است
قیمت اونس جهانی طلا در معاملات پنجشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ با افت بیش از ۱.۵۰ درصدی به محدوده ۴۰۷۰ تا ۴۰۶۵ دلار رسیده و در نزدیکی کف ماهانه قرار گرفته است. افزایش انتظارات برای بالا رفتن نرخ بهره فدرال رزرو در دسامبر، نگرانیهای تورمی ناشی از نوسانات نفت و فروش ذخایر طلای روسیه، از مهمترین عوامل فشار بر بازار به شمار میروند. در مقابل، ضعف نسبی دلار آمریکا، کاهش بازده اوراق خزانهداری و رکورد موجودی صندوقهای قابل معامله طلا همچنان از عوامل حمایتی هستند.
از منظر تکنیکال، قرار گرفتن قیمت زیر ۴۱۰۰ دلار و میانگین متحرک ساده ۲۰۰ دورهای در نمودار چهارساعته، همراه با MACD منفی و RSI در محدوده میانی دهه ۳۰، از تداوم ضعف کوتاهمدت حکایت دارد. حمایت ۴۰۷۵ تا ۴۰۶۵ دلار، محدوده ۴۰۳۰ تا ۴۰۲۵ دلار و سطح روانی ۴۰۰۰ دلار، سطوح مهمی هستند که در صورت ادامه افت قیمت زیر نظر قرار میگیرند. در سمت مقابل، مقاومت ۴۱۴۰ دلار، سطح ۴۲۰۰ دلار و میانگین متحرک ۲۰۰ دورهای در ۴۲۳۲ دلار، محدودههای اصلی برای ارزیابی قدرت بازگشت محسوب میشوند.
در مجموع، تا زمانی که اونس نتواند مقاومتهای پیش رو را پس بگیرد و نشانههای روشنتری از کاهش فشار فروش ارائه دهد، ساختار کوتاهمدت بازار همچنان متمایل به نزول خواهد بود. با این حال، نزدیکی قیمت به کف ماهانه و احتمال تغییر انتظارات نرخ بهره میتواند نوسانات بازار را افزایش دهد. واکنش قیمت به محدوده ۴۰۶۵ دلار و سیگنالهای حاصل از دادههای اقتصادی آمریکا و نشست فدرال رزرو، عوامل اصلی تعیینکننده مسیر بعدی طلا خواهند بود.