ایران‌فی
ورود
خبر

شاخص‌یاب

جست‌وجوی نام یا نماد یک دارایی

اخبار

از سقف ۱,۵۸۷ دلار تا حمایت ۱,۴۰۰ دلار؛ گازوئیل در مسیر نوسان

قراردادهای گازوئیل کم‌گوگرد ICE با افت صادرات، کاهش ذخایر و اختلال پالایشی به اوج چندساله رسیده‌اند؛ آزادسازی ذخایر و ضعف تقاضا در کنار نوسان شدید عرضه می‌تواند مسیر قیمت جهانی را در زمستان تغییر دهد.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز قراردادهای آتی گازوئیل کم‌گوگرد در بورس بین‌المللی ICE در روزهای ۲۰ و ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ در محدوده ۱,۴۵۰ تا ۱,۴۸۰ دلار به‌ازای هر تن معامله می‌شوند؛ سطحی که از تداوم فشار بر بازار فرآورده‌های میان‌تقطیر حکایت دارد. این بازار طی ۱۲ ماه گذشته حدود ۱۳۰ درصد رشد کرده و فاصله قابل‌توجهی با کف ۵۲ هفته‌ای خود در محدوده ۵۹۶ دلار دارد. سقف ۵۲ هفته‌ای نیز در حدود ۱,۵۸۷ دلار به‌ازای هر تن قرار گرفته است. بااین‌حال، باقی ماندن قیمت‌ها در نزدیکی سقف‌های چندساله به معنای حرکت یک‌طرفه بازار نیست؛ زیرا اختلال عرضه، کاهش ذخایر، محدودیت‌های پالایشی و واکنش سیاست‌گذاران هم‌زمان بر روند معاملات اثر می‌گذارند.

گازوئیل کم‌گوگرد که در حمل‌ونقل جاده‌ای، بخش‌هایی از فعالیت صنعتی و برخی کاربردهای گرمایشی نقش مهمی دارد، از فرآورده‌هایی است که تغییرات عرضه آن می‌تواند به‌سرعت در قیمت‌های عمده‌فروشی و حاشیه سود پالایشگاه‌ها منعکس شود. در شرایط کنونی، توازن بازار بیش از گذشته تحت تأثیر توان پالایش و صادرات مناطق اصلی تولیدکننده قرار گرفته است. برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که محدودیت بازار گازوئیل و دیزل ممکن است تا سال ۲۰۲۷ ادامه پیدا کند؛ هرچند شدت کمبود در ماه‌های آینده به روند بازیابی عرضه، میزان مصرف و سیاست‌های مدیریت ذخایر وابسته خواهد بود.

افت صادرات فرآورده‌ها، فاصله میان عرضه موجود و نیاز بازار را افزایش داده است

یکی از مهم‌ترین عوامل حمایت‌کننده از قیمت گازوئیل، کاهش جریان صادرات از مناطق اصلی تأمین‌کننده است. برآوردهای ارائه‌شده نشان می‌دهد خالص صادرات گازوئیل و دیزل از خاورمیانه و روسیه در ماه‌های اخیر، نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و در سپتامبر به سطوحی در حدود ۸۲۰ هزار بشکه در روز رسیده است. این افت در شرایطی رخ داده که بازار جهانی برای جبران اختلال‌های عرضه به جریان پایدار فرآورده‌های میان‌تقطیر نیاز دارد.

در مقیاسی گسترده‌تر، متوسط صادرات جهانی گازوئیل در ۹ ماه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۰ درصد کاهش نشان می‌دهد. صادرات فرآورده از خاورمیانه نیز همچنان پایین‌تر از سطوح پیش از تشدید درگیری‌ها قرار دارد. هم‌زمان، آسیب به ظرفیت پالایشی روسیه در پی حملات پهپادی اوکراین، توان تأمین بازار را محدود کرده است. اختلال در مسیرهای مهم دریایی و افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل نیز باعث شده انتقال فرآورده‌ها به بازارهای مصرف‌کننده دشوارتر و پرهزینه‌تر شود.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که افزایش قیمت گازوئیل صرفاً نتیجه نوسان روزانه بهای نفت خام نیست. زمانی که عرضه فرآورده‌های آماده مصرف کاهش می‌یابد، بازار نمی‌تواند به‌سادگی و فقط از طریق افزایش تولید نفت خام، کمبود را جبران کند. تبدیل نفت به گازوئیل به ظرفیت پالایشگاهی، دسترسی به خوراک، هزینه‌های حمل‌ونقل و امکان عرضه محصول در بازار مقصد وابسته است. از همین رو، اختلال در هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند فشار مستقلی بر قیمت فرآورده وارد کند؛ حتی اگر بازار نفت خام هم‌زمان با محدودیت‌های مشابهی روبه‌رو نباشد.

کاهش ذخایر، بازار را از مازاد پیشین به کسری عرضه رسانده است

داده‌های مربوط به تراز جهانی گازوئیل تغییر مهمی را در وضعیت بازار نشان می‌دهند. بازار در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ با کسری عرضه‌ای در حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز مواجه شده است؛ این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل، مازاد عرضه ۸۸۰ هزار بشکه در روز ثبت شده بود. همچنین میانگین فصلی مازاد عرضه در پنج سال گذشته حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز بوده است. تغییر از مازاد قابل‌توجه به کسری، نشان‌دهنده کاهش حاشیه اطمینان بازار در برابر شوک‌های عرضه است.

انتظار می‌رود برداشت از ذخایر در اکتبر با نزدیک شدن به دوره افزایش مصرف زمستانی و هم‌زمانی آن با تعمیرات و توقف‌های فصلی پالایشگاه‌ها سرعت بیشتری بگیرد. ذخایر جهانی نیز همچنان پایین‌تر از سطوح پیش از تشدید درگیری‌ها قرار دارند و موجودی‌ها در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، اروپا و ایالات متحده برخلاف الگوی معمول فصلی کاهش یافته‌اند. وقتی موجودی انبارها پایین باشد، بازار برای پوشش افزایش ناگهانی تقاضا یا توقف تولید، منابع جایگزین کمتری در اختیار دارد.

اهمیت این وضعیت در آن است که کاهش ذخایر می‌تواند حساسیت قیمت‌های کوتاه‌مدت را نسبت به اخبار عرضه افزایش دهد. در بازاری با موجودی کافی، اختلال موقت در صادرات یا تولید لزوماً به جهش گسترده قیمت منجر نمی‌شود؛ زیرا مصرف‌کنندگان و معامله‌گران امکان استفاده از ذخایر را دارند. اما در شرایط کنونی، هرگونه تأخیر در بازگشت ظرفیت پالایشی یا افت دوباره صادرات ممکن است فشار بیشتری بر قیمت قراردادهای نزدیک وارد کند. این عامل یکی از دلایلی است که بازار گازوئیل با وجود افت‌وخیزهای مقطعی، همچنان از حمایت بنیادی برخوردار مانده است.

محدودیت پالایشگاه‌ها، مانع جبران سریع کمبود عرضه شده است

در کنار اختلال‌های صادراتی، اقتصاد پالایش نیز سرعت بازگشت عرضه را محدود کرده است. افزایش قیمت نفت خام و بالا ماندن نرخ حمل‌ونقل دریایی، هزینه تأمین خوراک و رساندن فرآورده به بازارهای مصرف را افزایش داده است. این شرایط به‌ویژه برای پالایشگاه‌های خارج از مناطق اصلی تولیدکننده اهمیت دارد؛ زیرا حتی با وجود قیمت بالاتر گازوئیل، هزینه‌های جانبی ممکن است بخشی از مزیت افزایش قیمت محصول را خنثی کند.

حاشیه سود پالایش گازوئیل در اروپا که در مقاطعی از اوج تنش‌ها به حدود ۱۰۰ دلار به‌ازای هر بشکه رسیده بود، به محدوده ۶۰ دلار در هر بشکه کاهش یافته است. این عقب‌نشینی از اوج، فشار بر حاشیه سود را تا حدی تعدیل می‌کند، اما سطح کنونی همچنان بالا محسوب می‌شود. در چنین وضعیتی، انگیزه اقتصادی برای تولید فرآورده وجود دارد، ولی افزایش تولید فقط به جذابیت حاشیه سود وابسته نیست؛ محدودیت‌های عملیاتی، زمان تعمیرات و دسترسی به نفت خام نیز بر میزان عرضه اثرگذارند.

پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک در ایالات متحده نیز صادرات خود را افزایش داده‌اند تا بخشی از نیاز بازار جهانی، به‌ویژه اروپا، تأمین شود. بااین‌حال، این افزایش صادرات برای جبران کامل افت عرضه کافی نبوده است. ازاین‌رو، حتی با وجود واکنش تولیدکنندگان به قیمت‌های بالا، بازار هنوز به نقطه‌ای نرسیده که بتوان از رفع پایدار کمبود سخن گفت. تداوم حاشیه سود بالا در کنار کاهش ذخایر نشان می‌دهد که قیمت فرآورده همچنان تحت تأثیر محدودیت عرضه آماده مصرف قرار دارد.

افت تقاضا می‌تواند بخشی از فشار عرضه را خنثی کند

در سمت تقاضا، تصویر بازار به‌اندازه عرضه یک‌دست نیست. مصرف جهانی گازوئیل در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. اروپا و چین از مهم‌ترین مشارکت‌کنندگان در این افت بوده‌اند و کاهش مصرف هم در بخش حمل‌ونقل و هم در برخی کاربردهای غیرحمل‌ونقلی مشاهده شده است. این کاهش نشان می‌دهد که قیمت‌های بالا، در کنار ضعف فعالیت اقتصادی در برخی بخش‌ها، بخشی از تقاضای نهایی را از بازار خارج کرده‌اند.

گازوئیل سهم قابل‌توجهی در افت پیش‌بینی‌شده تقاضای کلی نفت در سال ۲۰۲۶ دارد؛ افتی که در برآورد ارائه‌شده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت می‌تواند از دو مسیر بر بازار اثر بگذارد: از یک سو، هزینه تأمین فرآورده را بالا می‌برد و از سوی دیگر، مصرف‌کنندگان را به کاهش مصرف، بهینه‌سازی عملیات یا تغییر الگوی استفاده سوق می‌دهد. بنابراین، بخشی از کمبود عرضه ممکن است به‌تدریج از طریق تضعیف تقاضا تعدیل شود.

با وجود این، کاهش مصرف در ماه‌های اخیر لزوماً به معنای رفع فشار تقاضا در کوتاه‌مدت نیست. نزدیک شدن به زمستان، افزایش نیازهای گرمایشی و عوامل فصلی می‌توانند مصرف فوری برخی فرآورده‌ها را تقویت کنند. در نتیجه، بازار با دو نیروی متضاد روبه‌رو است: قیمت‌های بالا و ضعف مصرف که به تعدیل تقاضا کمک می‌کنند، در برابر افزایش فصلی نیاز و محدودیت ذخایر که از قیمت‌ها حمایت می‌کنند. برآیند این دو نیرو تعیین می‌کند که کسری عرضه تا چه اندازه در ماه‌های پایانی سال ادامه پیدا کند.

ساختار منحنی آتی از برتری تقاضای کوتاه‌مدت حکایت دارد

یکی از نشانه‌های مهم وضعیت بنیادی بازار، شیب قابل‌توجه ساختار پس‌نگر یا بکواردیشن در منحنی قراردادهای آتی است. در این ساختار، قیمت قراردادهای نزدیک از قراردادهای سررسید دورتر بالاتر است؛ وضعیتی که معمولاً زمانی مشاهده می‌شود که دسترسی فوری به کالا ارزش بیشتری از تأمین آن در آینده داشته باشد. در بازار گازوئیل، این ساختار با محدودیت عرضه در کوتاه‌مدت و نگرانی درباره کفایت موجودی‌ها پیش از اوج تقاضای زمستانی سازگار است.

اسپردهای زمانی، از جمله فاصله قیمتی قراردادهای نوامبر و دسامبر، در مقایسه با الگوی معمول فصلی بالا بوده‌اند، هرچند در واکنش به اخبار مربوط به ذخایر راهبردی و جریان عرضه نوسان زیادی داشته‌اند. این اختلاف قیمت نشان می‌دهد که بازار میان شرایط کنونی عرضه و انتظارات مربوط به ماه‌های آینده تمایز قائل است. اگرچه پیش‌بینی افزایش فعالیت پالایشگاه‌ها در اوایل سال ۲۰۲۷ می‌تواند از شدت کمبود بکاهد، تا زمانی که عرضه فوری محدود و موجودی‌ها پایین باشد، قراردادهای نزدیک مستعد واکنش شدید به خبرهای تازه باقی می‌مانند.

حاشیه سود فرآورده نسبت به نفت خام یا کرک اسپرد نیز در سطوحی استثنایی و بسیار گسترده قرار گرفته است. کرک اسپرد اختلاف میان قیمت فرآورده و نفت خام مورد استفاده برای تولید آن را نشان می‌دهد و یکی از معیارهای مهم ارزیابی درآمد پالایشگاه‌هاست. بالا ماندن این اختلاف، در صورت فراهم بودن ظرفیت و خوراک، انگیزه تولید گازوئیل را تقویت می‌کند؛ اما به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که عرضه به‌اندازه کافی و با سرعت لازم افزایش یابد. در نتیجه، ساختار منحنی و کرک اسپردها همچنان از تنگنای بازار حکایت دارند، هرچند برای ارزیابی روند آتی باید به داده‌های واقعی تولید و موجودی نیز توجه کرد.

اصلاح قیمت در نزدیکی سقف‌ها، تصویر کوتاه‌مدت را پیچیده کرده است

از منظر تکنیکال، قراردادهای آتی گازوئیل کم‌گوگرد ICE پس از جهش چندماهه و ثبت سقف‌های جدید، وارد دوره‌ای از نوسان و تثبیت شده‌اند. قیمت با وجود عقب‌نشینی‌های مقطعی، همچنان در مقایسه با کف‌های میانه سال ۲۰۲۶ رشد چشمگیری را حفظ کرده است. عملکرد مثبت سال جاری و بازده بیش از ۱۰۰ درصدی در بازه ۱۲ماهه، جهت کلی روند میان‌مدت را صعودی نشان می‌دهد؛ بااین‌حال، حرکت قیمت در نزدیکی سقف دامنه ۵۲ هفته‌ای، احتمال اصلاح‌های سریع را نیز افزایش داده است.

در معاملات اخیر، نوسان روزانه یک تا پنج درصد یا بیشتر، در واکنش به جریان اخبار و تصمیم‌های سیاستی، مشاهده شده است. قیمت پس از آزمودن محدوده بالایی دامنه ۵۲ هفته‌ای، یعنی حوالی ۱,۵۷۵ تا ۱,۵۸۷ دلار به‌ازای هر تن، در محدوده پایین‌تری تثبیت شده و اکنون در بازه ۱,۴۵۰ تا ۱,۴۸۰ دلار نوسان می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که شتاب قبلی رشد کاهش یافته، اما برای نتیجه‌گیری درباره پایان روند صعودی میان‌مدت، صرفاً اصلاح از سقف کافی نیست.

رفتار قیمت در نمودارهای هفتگی و ماهانه همچنان با ساختار ثبت سقف‌ها و کف‌های بالاتر سازگار است. بااین‌حال، داده‌های کوتاه‌مدت تصویر یکسانی ارائه نمی‌کنند. در برخی مقاطع، قیمت زیر میانگین‌های متحرک ۵، ۱۰ و ۲۰روزه قرار گرفته و این وضعیت فشار فروش کوتاه‌مدت را تقویت کرده است. در مقابل، میانگین‌های ۱۰۰ و ۲۰۰روزه همچنان از روندی حمایتی و صعودی برخوردارند. بنابراین، اختلاف میان سیگنال‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت بیشتر از آنکه نشان‌دهنده یک جهت قطعی باشد، بازتاب دوره انتقال بازار از رشد پرشتاب به مرحله ارزیابی مجدد قیمت‌هاست.

میانگین‌های متحرک و نوسان‌نماها هنوز از یک جهت واحد حمایت نمی‌کنند

شاخص قدرت نسبی یا RSI چهارده‌روزه در داده‌های تقریبی اخیر عمدتاً در محدوده میانی ۴۰ تا ۵۰، یعنی حدود ۴۵ تا ۵۵، قرار داشته است. این محدوده نه از فشار خرید فراگیر و نه از اشباع فروش پایدار حکایت دارد. قرار گرفتن RSI در بخش میانی دامنه، با بازاری سازگار است که پس از رشد شدید، در حال بازتنظیم مومنتوم است و جهت حرکت بعدی آن هنوز به تأیید بیشتری نیاز دارد.

در همین حال، استوکاستیک و ویلیامز درصد آر در برخی اصلاح‌های اخیر به محدوده‌های اشباع فروش رسیده‌اند. چنین شرایطی می‌تواند با کاهش فشار فروش در کوتاه‌مدت همراه شود، اما به‌تنهایی به معنای آغاز یک موج صعودی تازه نیست. در بازارهایی که اخبار بنیادی به‌سرعت تغییر می‌کنند، نوسان‌نماها ممکن است برای مدتی در محدوده‌های افراطی باقی بمانند یا پیش از تغییر محسوس روند قیمت، چندین بار سیگنال‌های متفاوت تولید کنند.

وضعیت مکدی نیز متغیر بوده و در برخی مقاطع به محدوده مثبت بازگشته، در حالی که مومنتوم کلی همچنان نشانه‌های ترکیبی داشته است. در پلتفرم‌هایی مانند Investing.com، بعضی از جمع‌بندی‌های تکنیکال روزانه به‌دلیل اصلاح اخیر و آثار باقی‌مانده از رشد قبلی، سیگنال «فروش» یا «فروش قوی» نشان داده‌اند. در مقابل، برخی جمع‌بندی‌ها برای قراردادهای مرتبط با نفت گرمایشی و دیزل کم‌گوگرد، از جمله بعضی نماگرهای قراردادهای HO، وضعیت «خرید قوی» را ثبت کرده‌اند. این اختلاف‌ها یادآوری می‌کند که نتایج تکنیکال به ابزار، بازه زمانی و نوع قرارداد مورد بررسی وابسته است و نباید سیگنال یک ابزار را به تمام بازار تعمیم داد.

شاخص میانگین جهت‌دار یا ADX نیز در سطحی متوسط قرار داشته است. این وضعیت می‌تواند با مکث روند پس از یک حرکت قدرتمند سازگار باشد، نه لزوماً با معکوس شدن آن. از سوی دیگر، حجم موقعیت‌های خرید صندوق‌ها پیش‌تر تا سطوح بالای چندساله افزایش یافته بود و برخی معامله‌گران الگوریتمی پیرو روند یا CTA، پس از انتشار اخبار مربوط به آزادسازی ذخایر راهبردی، فشار فروش ایجاد کرده‌اند. باقی ماندن موقعیت‌های خرید قابل‌توجه، در صورت تضعیف عوامل بنیادی، احتمال تشدید فروش‌های ناشی از تعدیل موقعیت‌ها را نیز حفظ می‌کند.

محدوده‌های ۱,۴۰۰ تا ۱,۵۰۰ دلار، جهت حرکت بعدی را روشن‌تر می‌کنند

در بررسی سطوح قیمتی، محدوده ۱,۴۳۰ تا ۱,۴۵۰ دلار به‌عنوان حمایت نزدیک‌مدت اهمیت دارد. این محدوده با کف‌های اخیر و همگرایی برخی میانگین‌های متحرک ارتباط دارد و واکنش قیمت به آن می‌تواند اطلاعاتی درباره میزان قدرت تقاضا در اصلاح‌های کوتاه‌مدت ارائه کند. پایین‌تر از این ناحیه، سطح ۱,۴۰۰ دلار حمایت مهم‌تری محسوب می‌شود و ناحیه میانگین متحرک صعودی ۵۰روزه نیز در ارزیابی ساختار میان‌مدت اهمیت دارد.

در سمت مقابل، محدوده ۱,۴۸۰ تا ۱,۵۰۰ دلار نخستین ناحیه مقاومتی مهم به شمار می‌رود. قیمت برای عبور از این محدوده باید بتواند فشار عرضه ایجادشده در نزدیکی سقف‌های اخیر را جذب کند. در صورت ادامه حرکت صعودی، سقف‌های قبلی در بازه ۱,۵۷۵ تا ۱,۵۸۷ دلار دوباره به کانون توجه تبدیل خواهند شد. فاصله قابل‌توجه میان قیمت جاری و این سقف‌ها نیز نشان می‌دهد که بازار، باوجود حفظ رشد سالانه، هنوز برای بازگشت به اوج اخیر با مانع روبه‌رو است.

ساختار تکنیکال باید در کنار وضعیت بنیادی ارزیابی شود. حفظ محدوده حمایتی ۱,۴۳۰ تا ۱,۴۵۰ دلار، به‌تنهایی ادامه روند صعودی را تضمین نمی‌کند؛ همان‌طور که افت به زیر این ناحیه نیز بدون بررسی رفتار قیمت در محدوده ۱,۴۰۰ دلار برای نتیجه‌گیری درباره تغییر روند کافی نیست. نوسان تاریخی بالا که در دوره اخیر غالباً در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد یا بیشتر قرار داشته، احتمال حرکت‌های سریع در هر دو جهت را افزایش می‌دهد. بنابراین، واکنش قیمت به حمایت‌ها و مقاومت‌ها، در کنار تغییرات موجودی، صادرات و کرک اسپردها، تصویر کامل‌تری از وضعیت بازار ارائه می‌کند.

تصمیم‌های سیاستی می‌توانند مسیر اصلاح را از تنگنای بنیادی جدا کنند

در کوتاه‌مدت، آزادسازی هماهنگ ذخایر راهبردی از سوی کشورهای گروه هفت و آژانس بین‌المللی انرژی، به‌ویژه با عرضه زودهنگام دیزل، یکی از عوامل محدودکننده رشد قیمت است. این اقدامات با هدف افزایش دسترسی به فرآورده و کاهش فشار فوری بر بازار انجام می‌شوند؛ ازاین‌رو ممکن است انتظارات مربوط به کمبود عرضه نزدیک‌مدت را تعدیل کنند. کاهش احتمال اعمال ممنوعیت کامل صادرات دیزل از سوی ایالات متحده و هرگونه بهبود در جریان صادرات روسیه نیز می‌تواند فشار کوتاه‌مدتی بر قیمت‌ها وارد کند.

بااین‌حال، اثر چنین تصمیم‌هایی به حجم واقعی عرضه، زمان ورود فرآورده به بازار و میزان تداوم آن بستگی دارد. آزادسازی ذخایر ممکن است در کوتاه‌مدت دسترسی به کالا را بهبود دهد، اما لزوماً جایگزین افزایش پایدار تولید پالایشی و احیای صادرات نیست. به همین ترتیب، اعلام سیاست‌های جدید زمانی اثر بنیادی ماندگارتری خواهد داشت که در آمار موجودی‌ها، صادرات و قیمت قراردادهای نزدیک منعکس شود. به همین دلیل، واکنش قیمت به اخبار باید در کنار داده‌های عملیاتی ارزیابی شود، نه صرفاً براساس عنوان خبر یا انتظارات اولیه معامله‌گران.

نتیجه‌گیری؛ مسیر گازوئیل در سال ۲۰۲۷ به سرعت بازگشت عرضه وابسته است

چشم‌انداز میان‌مدت قراردادهای آتی گازوئیل کم‌گوگرد ICE همچنان از حمایت بنیادی برخوردار است. کسری عرضه در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، افت صادرات جهانی، کاهش موجودی‌ها و دشواری بازیابی سریع ظرفیت پالایشی، مجموعه عواملی هستند که می‌توانند تنگنای بازار را تا نیمه نخست سال ۲۰۲۷ ادامه دهند. برخی تحلیلگران، از جمله مؤسسه اسپارتا، نیز با توجه به ناکافی بودن افزایش ذخایر پیش از اوج تقاضای زمستانی و استمرار اختلال‌ها، نسبت به کرک اسپردها و ساختار منحنی قراردادها تا سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ دیدگاه حمایتی دارند.

بااین‌حال، برآورد آژانس بین‌المللی انرژی از بازگشت بازار به مازاد عرضه در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ نشان می‌دهد که مسیر پیش‌رو الزاماً صعودی و بدون وقفه نخواهد بود. افزایش فعالیت پالایشگاه‌ها می‌تواند به بازسازی فصلی ذخایر کمک کند، هرچند این افزایش به‌تنهایی برای جبران کامل کسری‌های انباشته سال ۲۰۲۶ کافی نخواهد بود. رفع پایدار محدودیت‌ها به احیای مستمر عرضه فرآورده در خاورمیانه وابسته است و در صورت تداوم کمبود، کاهش بیشتر تقاضا ممکن است به یکی از سازوکارهای اصلی بازگشت تعادل تبدیل شود.

در سمت تکنیکال، تثبیت قیمت در محدوده ۱,۴۳۰ تا ۱,۴۵۰ دلار و نحوه برخورد با مقاومت ۱,۴۸۰ تا ۱,۵۰۰ دلار، نقاط مهم ارزیابی روند کوتاه‌مدت هستند؛ درحالی‌که محدوده‌های ۱,۴۰۰ و ۱,۵۷۵ تا ۱,۵۸۷ دلار به‌ترتیب برای سنجش عمق اصلاح و بررسی امکان بازگشت به سقف‌های قبلی اهمیت دارند. جهت حرکت بعدی به تعامل میان این سطوح و تحولات بنیادی وابسته خواهد بود.

در مجموع، بازار گازوئیل در نقطه تلاقی کمبود عرضه و احتمال اصلاح ناشی از سیاست‌های حمایتی قرار گرفته است. تشدید اختلال‌های تولید و صادرات یا افزایش تقاضای زمستانی می‌تواند قیمت‌ها را دوباره به سمت سقف‌های اخیر سوق دهد؛ در مقابل، افزایش سریع‌تر عرضه، آزادسازی ذخایر در مقیاس بزرگ‌تر و تداوم افت مصرف می‌تواند زمینه اصلاح عمیق‌تر را فراهم کند. داده‌های موجودی آژانس بین‌المللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، جریان صادرات فرآورده، وضعیت پالایشگاه‌های روسیه و خاورمیانه و تغییرات کرک اسپردها، شاخص‌های مهمی برای ارزیابی توازن میان این نیروها در ماه‌های آینده خواهند بود.