ایران‌فی
ورود
خبر

شاخص‌یاب

جست‌وجوی نام یا نماد یک دارایی

اقتصاد و فاینانس

احتمال یک جنگ کوتاه و پرفشار بالاست | ایران تا پایان دوره ترامپ در وضعیت تعلیق و تنش باقی می‌ماند

صادق الحسینی احتمال وقوع یک حمله سنگین دیگر را در کوتاه‌مدت بالا دانست و گفت: محدودیت ذخایر نظامی و انرژی آمریکا، هزینه‌های سیاسی جنگ و توان ایران برای گسترش تنش به منطقه، مانع طولانی‌شدن نبرد خواهد شد. جنگ ممکن است کوتاه باشد، اما اقتصاد ایران تا پایان دوره ترامپ با تنش، ابهام و نوسان روبه‌رو خواهد بود.

عکس آرشیوی مرتبط با موضوع

به گزارش اقتصادآنلاین، صادق الحسینی امروز سه‌شنبه ۱۲ آبان در همایش «اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵؛ جنگ و صلح» که به میزبانی اقتصادآنلاین در کتابخانه ملی ایران برگزار شد، درباره آینده جنگ، پیامد‌های اقتصادی و سیاسی آن و امکان آغاز اصلاحات اقتصادی در ایران صحبت کرد.

الحسینی چهار گزاره را محور سخنان خود قرار داد و گفت: ایران در جنگ شکست نخورده است، دونالد ترامپ به اهداف اعلام‌شده خود نرسیده، احتمال وقوع یک شوک یا حمله دیگر در کوتاه‌مدت وجود دارد و کشمکش میان ایران و آمریکا احتمالاً تا پایان دوره ترامپ ادامه خواهد یافت.

چرا ترامپ به اهدافش در جنگ با ایران نرسید؟

الحسینی با اشاره به جنگ ایران با آمریکا گفت: دولت ترامپ، پایان جنگ چهل روزه را ظرف چهار تا پنج هفته پیش‌بینی کرده بود اما با گذشت ۲۴۵ روز، جنگ هنوز پایان نیافته است.

او اشغال کشور، از دست رفتن بخشی از سرزمین یا تحقق اهداف مهاجم را معیار شکست آمریکا در این جنگ دانست و افزود: هیچ بخشی از خاک ایران اشغال نشد و چهار هدف اعلام‌شده ترامپ شامل تغییر حکومت، توقف کامل غنی‌سازی و حذف تأسیسات هسته‌ای، نابودی توان موشکی و تسلیم بدون قید و شرط ایران نیز محقق نشد.

الحسینی گفت: اقتصاد آمریکا براساس تولید ناخالص داخلی بر مبنای برابری قدرت خرید حدود ۱۷ برابر اقتصاد ایران است. شکاف توان نظامی دو کشور از این میزان نیز فراتر می‌رود؛ بودجه نظامی آمریکا به ۱۵۰۰ میلیارد دلار رسیده، در حالی که مجموع بودجه نظامی ایران حدود ۱۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

از ۲۵۰۰ سال گذشته تاکنون ۷۳ بار به ایران حمله شده است

او با اشاره به تاریخ جنگ‌های ایران افزود: در ۲۵۰۰ سال گذشته ۷۳ بار به ایران حمله شده و تنها در پنج مورد، قدرت مهاجم بین ۱۱ تا ۱۵ برابر ایران بوده است. ایران در آن جنگ‌ها شکست‌های سنگینی متحمل شد، اما در جنگ کنونی که ششمین نمونه از این مواجهه است، بخشی از خاک کشور را از دست نداده است.

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: توان موشکی و هسته‌ای ایران نیز از بین نرفت و شرایط مذاکرات پس از جنگ با قبل از آن تفاوت پیدا کرده است. امتیاز‌هایی که ایران اکنون در مذاکرات به دست می‌آورد، نسبت به دوره پیش از جنگ بهتر شده است.

او درباره هزینه اقتصادی جنگ برای آمریکا افزود: قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا، گاز در اروپا و گاز طبیعی مایع در شرق آسیا بین ۴۰ تا ۸۰ درصد افزایش یافت و هزینه جنگ از میدان نظامی به اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا منتقل شد.

الحسینی یک پیش‌بینی را هم درباره انتخابات آمریکا مطرح کرد و افزود: اگر ترامپ کنگره را از دست بدهد، اختیاراتش به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. چنین نتیجه‌ای نشان خواهد داد محاسبات او برای حمله به ایران اشتباه بوده است.

این اقتصاددان، تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ را متأثر از «تفکر گروهی» دانست و بیان کرد: در ساختاری که مخالفت با رئیس‌جمهور هزینه بالایی دارد، مشاوران به‌جای اصلاح تصمیم، دیدگاه قالب را تقویت می‌کنند. شخصیت تهاجمی ترامپ نیز امکان بیان نظر مخالف را کاهش داده است.

گرگی که در تله افتاد

الحسینی، وضعیت ترامپ را به «گرگ در تله» تشبیه کرد و گفت: آمریکا همچنان قدرت بزرگی است، اما با ارزیابی نادرست وارد موقعیتی شده که قدرت نظامی به‌تنهایی راه خروج از آن را فراهم نمی‌کند.

به گفته او، ترامپ با این تصور وارد جنگ شد که چهار هدف اصلی خود را در چهار هفته محقق می‌کند، اما اکنون علاوه بر نرسیدن به این اهداف، با افزایش قیمت انرژی، فشار انتخاباتی، افت بازار سهام و تداوم جنگ روبه‌رو شده است.

این اقتصاددان، شباهت جنگ ایران و جنگ ویتنام را در وعده پیروزی سریع، ابهام اهداف و تبدیل‌شدن جنگ به مسئله بقا دانست و افزود: در جنگ ایران مشخص نیست هدف نهایی آمریکا توقف برنامه هسته‌ای، نابودی توان موشکی یا تغییر حکومت است.

به گفته الحسینی، جنگی که هدف روشنی نداشته باشد، مستعد طولانی‌شدن است؛ زیرا اهداف آن در میانه مسیر تغییر می‌کند و دامنه عملیات گسترش می‌یابد. ایران جنگ را با بقای نظام سیاسی پیوند زده، در حالی که هدف نهایی آمریکا همچنان مبهم است.

الحسینی این وضعیت را نوعی جنگ فرسایشی توصیف کرد و افزود: در چنین جنگی، برنده الزاماً طرفی نیست که قدرت و منابع بیشتری دارد. برنده طرفی است که دیرتر تاب‌آوری خود را از دست می‌دهد. بازیگری که جنگ را مسئله بقا می‌داند، آمادگی بیشتری برای تحمل هزینه‌ها دارد.

چه عاملی جنگ را کوتاه می‌کند؟

الحسینی در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که با وجود ظرفیت‌های فرسایشی جنگ، چند محدودیت مانع طولانی شدن جنگ شد. نخستین محدودیت، کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا بود. بخش قابل‌توجهی از ذخایر سامانه‌های تاد، پاتریوت و سایر رهگیر‌های آمریکا مصرف شده است. جایگزینی ذخایر تاد بین هفت تا ۱۰ سال، پاتریوت بین شش تا هشت سال و برخی رهگیر‌های دیگر حدود یک سال زمان نیاز دارد.

الحسینی تأکید کرد ایران نیز با محدودیت منابع نظامی روبه‌رو است، اما آمریکا برای ادامه عملیات باید علاوه بر نیرو‌های خود، از اسرائیل، عربستان و زیرساخت‌های نفتی و پالایشی منطقه نیز حفاظت کند. کاهش ذخایر رهگیر، امکان ادامه جنگ با شدت گذشته را محدود می‌کند.

محدودیت دوم به وضعیت انرژی آمریکا مربوط است. به گفته الحسینی، ذخایر راهبردی نفت آمریکا تقریباً نصف شده و ذخایر گازوئیل این کشور به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده است. افزایش دوباره قیمت انرژی می‌تواند فشار بیشتری بر تورم، خانوار‌های آمریکایی و موقعیت سیاسی دولت وارد کند.

الحسینی احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای را بسیار پایین و کمتر از ۱۰ درصد دانست و گفت: شکسته‌شدن تابوی ۸۱ ساله استفاده از سلاح هسته‌ای، پیامد‌هایی فراتر از ایران خواهد داشت و می‌تواند رفتار روسیه، کره شمالی و دیگر قدرت‌های هسته‌ای را تغییر دهد.

او درباره یکی از گزینه‌های شدید ایران افزود: ایران می‌تواند با مین‌گذاری گسترده، تنگه هرمز را به شکلی مسدود کند که حتی خود ایران نیز برای مدتی امکان استفاده از آن را نداشته باشد. براساس ارزیابی‌هایی که الحسینی به آنها استناد کرد، پاک‌سازی کامل چنین وضعیتی ممکن است تا دو سال طول بکشد.

الحسینی گفت: ورود ترامپ به چنین سناریویی با منطق هزینه و فایده سازگار نیست؛ زیرا پیامد‌های آن به ایران محدود نمی‌شود و کل منطقه و بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

یک جنگ کوتاه و دو سال تعلیق

این اقتصاددان، احتمال وقوع یک حمله سنگین دیگر در کوتاه‌مدت را بالا دانست و گفت: اگر ترامپ هزینه سیاسی جنگ را در انتخابات پرداخت کرده باشد، ممکن است برای تغییر روند بازی، تشدید عملیات را امتحان کند.

او فاصله اعلام نتایج انتخابات تا ۱۳ دی یعنی زمان آغاز به کار کنگره جدید را مقطعی حساس دانست و خاطرنشان کرد: اگر ترامپ کنترل سنا را از دست بدهد، ممکن است پیش از آغاز فعالیت کنگره جدید با یک حمله سنگین تلاش کند معادله جنگ را تغییر دهد.

الحسینی چند تاریخ را در ادامه جنگ تعیین‌کننده دانست. اعتبار بودجه موقت دولت آمریکا در ۲۰ آذر پایان می‌یابد و کنگره جدید ۱۳ دی آغاز به کار می‌کند. رقابت‌های مقدماتی احزاب برای انتخابات ریاست‌جمهوری نیز حدود فروردین ۱۴۰۶ جدی‌تر خواهد شد و ترامپ باید جانشین احتمالی خود را معرفی کند.

به گفته او، دولت آمریکا در اردیبهشت با مسئله سقف بدهی روبه‌رو می‌شود و برای افزایش آن به موافقت کنگره نیاز دارد. اگر کنگره در اختیار دموکرات‌ها باشد، پایان جنگ ایران می‌تواند به یکی از امتیاز‌های مورد مطالبه آنها در مذاکرات مالی و سیاسی تبدیل شود.

الحسینی، دی و بهمن سال آینده را نیز نقطه‌ای تعیین‌کننده برای پایان هر جنگ یا کشمکش ادامه‌دار میان ایران و آمریکا دانست؛ زیرا تا آن زمان نامزد‌های احتمالی ریاست‌جمهوری در دو حزب مشخص‌تر می‌شوند و مسئله سقف بدهی نیز به مرحله حادتری می‌رسد.

احتمال وقوع یک جنگ کوتاه مدت و پرفشار

او سناریوی محتمل را یک جنگ کوتاه و پرفشار دانست، نه یک نبرد مستمر دوساله. به گفته الحسینی، آمریکا ممکن است با حملات سنگین‌تر به دنبال تغییر معادله سیاسی و نظامی باشد.

الحسینی احتمال حمله به بخشی از زیرساخت‌های انرژی، پالایشگاه‌ها یا نیروگاه‌های ایران را مطرح کرد و افزود: ممکن است موج تازه جنگ شدیدتر از دوره‌های قبلی باشد، اما این شدت لزوماً به معنای طولانی‌شدن جنگ نیست.

او همچنین از احتمال تلاش آمریکا برای ایجاد خلأ قدرت از طریق ترور گسترده مقام‌ها سخن گفت، اما تأکید کرد در ساختار جمهوری اسلامی، هر خلأ قدرتی به احتمال زیاد دوباره در داخل همان سیستم پر خواهد شد.

الحسینی گفت: ایران احتمالاً تا پایان دوره ترامپ در یک دوره طولانی تنش باقی خواهد ماند. این وضعیت به معنای دو سال جنگ مداوم نیست، بلکه دو سال تعلیق، ابهام و نوسان است که مردم، بنگاه‌ها و بازار‌ها باید برای آن آماده باشند.

او چشم‌انداز دستیابی به یک توافق پایدار با دولت ترامپ را ضعیف دانست و افزود: حتی اگر توافقی کوتاه‌مدت شکل بگیرد، شرایط سیاسی لازم برای پایدار ماندن آن وجود ندارد.

جنگ معضل امنیتی ایران را حل می‌کند؟

الحسینی در بخش دیگری از سخنانش، جنگ را در چارچوب مفهوم «موازنه از طریق مقاومت» بررسی کرد و گفت: ایران مانند ویتنام با یک معضل تاریخی امنیت روبه‌رو بوده است. حاکمان ایران در دوره‌های مختلف، امنیت را بر توسعه مقدم دانسته‌اند؛ زیرا جغرافیا و تجربه تاریخی حملات خارجی، احساس ناامنی پایداری ایجاد کرده است.

او این وضعیت را «تنهایی استراتژیک» ایران توصیف کرد و افزود: کشوری با ابعاد و موقعیت ایران، تا زمانی که بقای خود را تضمین‌شده نداند، منابع و اولویت‌هایش را از امنیت به توسعه منتقل نمی‌کند.

الحسینی گفت: حمله آمریکا ممکن است ناخواسته این معضل تاریخی را تغییر داده باشد. ایران در برابر آمریکا، همراهی اسرائیل و حمایت قدرت‌های غربی ایستاد و سقوط نکرد؛ آن هم در شرایطی که به گفته او، کمک مؤثری از چین و روسیه دریافت نکرد.

نقش تنگه هرمز در بازدارندگی

او نقش تنگه هرمز را در این بازدارندگی مهم دانست و گفت: ایران بازدارندگی کامل ندارد، اما می‌تواند از طریق تنگه هرمز تنش را به اقتصاد جهانی منتقل کند. حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند و همین ظرفیت، هزینه حمله به ایران را افزایش می‌دهد.

الحسینی در عین حال وضعیت جاری اقتصاد را نامطلوب توصیف کرد و گفت: اقتصاد ایران در ششمین دوره رکود تورمی تاریخ خود و سومین رکود تورمی ۱۵ سال اخیر قرار دارد. فقر به‌شدت در حال افزایش است و تعداد فقرای جدید به بیش از ۱۵ میلیون نفر رسیده است.

آیا ایران به لحظه ۱۹۸۶ می‌رسد؟

الحسینی پس از بررسی ابعاد جنگ، مسئله را به مسیر اقتصادی پس از بحران پیوند زد و گفت: حل معضل امنیت به‌تنهایی توسعه را تضمین نمی‌کند. ویتنام پس از پایان جنگ حدود یک دهه سیاست‌های متمرکز و کمونیستی را ادامه داد و درآمد سرانه این کشور طی این دوره تقریباً بدون تغییر باقی ماند.

به گفته او، درآمد سرانه ویتنام از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۶ تنها از حدود ۱۱۰۰ دلار به ۱۴۰۰ دلار رسید و این کشور هم‌زمان تورم‌های چندصددرصدی را تجربه کرد.

الحسینی افزود: اصلاحات «دوی موی» از سال ۱۹۸۶ آغاز شد. دولت ویتنام مالکیت زمین را به‌طور کامل خصوصی نکرد، اما حق بهره‌برداری بلندمدت و استفاده از عواید زمین را به افراد واگذار کرد.

ویتنام سپس انحصار تجارت را کنار گذاشت و در سال ۱۹۸۹ آزادسازی قیمت‌ها و تک‌نرخی‌کردن ارز را اجرا کرد. به گفته الحسینی، درآمد سرانه این کشور در ادامه حدود هشت برابر شد و اکنون از درآمد سرانه ایران بالاتر است.

او «دیپلماسی بامبو» را بخش دیگری از تجربه ویتنام دانست و گفت: این کشور بدون قرارگرفتن کامل در بلوک شرق یا غرب، روابط خارجی خود را با انعطاف و براساس منافعش تنظیم کرد.

الحسینی گفت: امنیت می‌تواند زمینه لازم برای توسعه را فراهم کند، اما کافی نیست. بحران نیز تنها زمانی به تغییر منجر می‌شود که بخشی از ائتلاف حاکم سیاست‌های گذشته را کنار بگذارد و اصلاحات اقتصادی را آغاز کند.

او خطر اصلی را طولانی‌شدن دوره انتظار دانست و افزود: ویتنام ۱۰ سال پس از پایان جنگ به نقطه اصلاح رسید. ایران برای جلوگیری از تکرار این تأخیر باید اصلاحات داخلی را زودتر آغاز کند.

الحسینی اصلاحات حوزه انرژی را نخستین نشانه رسیدن ایران به «لحظه ۱۹۸۶» دانست و گفت: بزرگ‌ترین تهدید و بزرگ‌ترین فرصت اقتصاد ایران در بخش انرژی قرار دارد. آغاز اصلاحات واقعی در این حوزه نشان خواهد داد که بحران کنونی به نقطه تغییر مسیر تبدیل شده است یا خیر.

او ابراز امیدواری کرد ایران بتواند هزینه جنگ و رنجی را که مردم متحمل شده‌اند به آغاز تغییرات اقتصادی تبدیل کند و تا سال ۱۴۰۸ مسیر رشد و توسعه و «لحظه ۱۹۸۶» خود را آغاز کند

گفتگو دربارهٔ این صفحه

پرسش‌وپاسخ

۰ سؤال منتشرشده

دربارهٔ داده‌ها، محاسبات یا موضوع این صفحه بپرسید. سؤال‌ها پیش از انتشار بررسی می‌شوند.

هنوز سؤالی منتشر نشده؛ شما اولین سؤال را بپرسید.

پرسش‌ها نظر کاربران‌اند. پاسخ‌ها برای توضیح داده و محتوا هستند و توصیهٔ شخصی خرید یا فروش محسوب نمی‌شوند.