شهر نوسازی میشود، محله از دست میرود
یک جامعهشناس شهری، معتقد است نوسازی ساختمانها و معابر لزوما به بهبود زندگی شهروندان منجر نمیشود. او با انتقاد از اشغال پیادهروها، کاهش فضاهای عمومی و کمتوجهی به روابط همسایگی، خواستار تغییر رویکرد شهرداریها در بازآفرینی شهری شده است.

عکس آرشیوی مرتبط با موضوع
مسکن و شهرسازی: شهرها نوسازی میشوند، اما آیا زندگی اجتماعی ساکنان هم بهبود پیدا میکند؟ حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل شهری، معتقد است این پرسش در بسیاری از پروژههای بازآفرینی شهری نادیده گرفته میشود. ساختمانها ساخته میشوند، معابر تغییر میکنند و محلهها ظاهر تازهای پیدا میکنند، اما کمتر کسی بررسی میکند که پس از اجرای این طرحها، فرصت گفتوگو، همکاری و ارتباط میان ساکنان بیشتر شده یا کاهش یافته است.
ایمانی جاجرمی در نشست «از بازآفرینی کالبدی تا توسعه اجتماعی؛ زیرساختهای اجتماعی بهمثابه ظرفیت مغفول بازآفرینی شهری» که در خانه آفرینشهای شهری ایران برگزار شد، تأکید کرد کیفیت اجتماع باید بهاندازه کیفیت محیط ساختهشده برای مدیران شهری اهمیت داشته باشد.
پیادهروهایی که از دست مردم خارج شدهاند
یکی از انتقادهای اصلی این جامعهشناس به وضعیت پیادهروهای تهران مربوط است. به گفته او، گسترش حضور خودروها و موتورسیکلتها در شهر، فضای حرکت و حضور عابران را محدود کرده است. پیادهروها در بسیاری از نقاط به محل عبور یا توقف موتورسیکلت تبدیل شدهاند و کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت بیش از دیگران از این وضعیت آسیب میبینند.
اما مسئله از نگاه او فقط دشوارشدن رفتوآمد نیست. پیادهرو یکی از فضاهایی است که شهروندان در آن یکدیگر را میبینند و روابط اجتماعی شکل میگیرد. وقتی این فضا از دست میرود، بخشی از امکان زندگی جمعی نیز از بین میرود.
ایمانی جاجرمی با انتقاد از عملکرد بخشهای اجتماعی شهرداریها گفت فعالیت اجتماعی نباید به برگزاری جلسه، سخنرانی و مراسم محدود شود. به اعتقاد او، حفاظت از پیادهرو، پارک محلهای و زمین بازی کودکان میتواند اثر مستقیمتری بر کیفیت زندگی مردم داشته باشد.
او پیشنهاد کرد معاونتهای امور اجتماعی شهرداریها به «معاونت زیرساختهای اجتماعی» تبدیل شوند؛ نهادی که مسئولیت پایش و حفاظت از فضاهای عمومی مورد استفاده شهروندان را بر عهده داشته باشد.
چرا پارک محلهای از یک بوستان بزرگ مهمتر است؟
ایمانی جاجرمی معتقد است تعریف زیرساخت شهری نباید به جاده، سد، شبکه آب و برق یا پروژههای عمرانی محدود بماند. کتابخانه عمومی، زمین بازی، مسیر پیادهروی، فضای فرهنگی و حتی کسبوکارهای محلی نیز زیرساخت اجتماعی محسوب میشوند؛ زیرا امکان ملاقات و شکلگیری اعتماد میان شهروندان را فراهم میکنند.
او با اشاره به اولویت یافتن پروژههای بزرگ در مدیریت شهری، این پرسش را مطرح کرد که یک بوستان چندصد هکتاری تا چه اندازه برای سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت قابل استفاده است. به گفته او، برای شهروندی که به خودرو دسترسی ندارد، وجود یک پارک کوچک در نزدیکی خانه ممکن است بسیار مهمتر باشد.
این جامعهشناس همچنین به تغییر کاربری برخی فضاهای عمومی در خیابان شریعتی تهران اشاره کرد؛ فضاهایی که پیشتر خدمات رایگان، از جمله پارک کودک و کتابخانه، ارائه میکردند، اما بخشی از آنها از بین رفته یا کارکردشان تغییر کرده است.
اکباتان چه داشت که در شهرکهای جدید تکرار نشد؟
ایمانی جاجرمی برای توضیح نقش طراحی شهری در روابط اجتماعی به تجربه شهرک اکباتان اشاره کرد. به گفته او، جاده سلامت و فضاهای عمومی و نیمهعمومی این شهرک، امکان آشنایی تدریجی ساکنان و شکلگیری روابط همسایگی را فراهم کردهاند.
او این وضعیت را با برخی مجتمعهای مسکونی جدید مقایسه کرد که ساکنان پس از خروج از ساختمان، بهجای فضای عمومی با پارکینگ و خودرو مواجه میشوند؛ محیطی که امکان مکث، گفتوگو و ارتباط میان همسایگان را محدود میکند.
ایمانی جاجرمی با اشاره به برجسازیهای منطقه ۲۲ تهران پرسید چرا از تجربه شهرکهایی مانند اکباتان برای طراحی فضاهای اجتماعی در مجموعههای مسکونی جدید استفاده نشده است.
به اعتقاد او، حتی ساخت پارک و زمین بازی نیز کافی نیست؛ این فضاها باید بهدرستی نگهداری شوند و ساکنان در اداره آنها نقش داشته باشند.
سرمایه اجتماعی با سخنرانی ساخته نمیشود
بخش دیگری از صحبت های این جامعهشناس به بحران اعتماد عمومی اختصاص داشت. او معتقد است با وجود تأکید مکرر مسئولان بر ضرورت افزایش سرمایه اجتماعی، الزامهای شکلگیری آن کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
ایمانی جاجرمی توضیح داد سرمایه اجتماعی در روابط نسبتا برابر میان افراد شکل میگیرد و ساختارهای اداری سلسلهمراتبی نمیتوانند بهتنهایی آن را تولید کنند. روابط همسایگی، برای مثال، میتواند به خانوادهها در نگهداری از کودکان، تأمین برخی نیازهای مالی، دسترسی به اطلاعات و حل مسائل روزمره کمک کند.
بااینحال، او تأکید کرد روابط درون یک محله کافی نیست. تهران به شبکههایی نیاز دارد که ساکنان محلههای مختلف را حول مسائل مشترک به یکدیگر متصل کند.
او مساله اصلی را بحران اعتماد عمومی و رابطه میان شهروندان و نهادهای عمومی دانست و گفت مشارکت زمانی معنا پیدا میکند که مردم در تصمیمگیری سهم واقعی داشته باشند؛ نه اینکه صرفاً مخاطب سخنرانیها یا اطلاعیههای مدیران باشند.
ایمانی جاجرمی همچنین خواستار انتشار گزارشهای مربوط به سرمایه اجتماعی شد و تأکید کرد بدون دسترسی به دادهها و امکان نقد آنها، گفتوگوی کارشناسی درباره مسائل اجتماعی دشوار خواهد بود.
تهران را نمیتوان با ساختارهای قدیمی اداره کرد
این پژوهشگر مسائل شهری در بخش دیگری از سخنان خود، به گسترش تهران و پیوند آن با کرج، دماوند و سکونتگاههای اطراف اشاره کرد. به اعتقاد او، اداره این مجموعه شهری با ساختارهای جداگانه شهرداری، دهیاری و استانداری پاسخگوی مسائل امروز نیست.
او حملونقل را یکی از حوزههایی دانست که نبود مدیریت یکپارچه در آن بهوضوح دیده میشود و تأکید کرد تصمیمهای دستگاههای مختلف باید در مقیاس منطقه شهری هماهنگ شوند.
ایمانی جاجرمی همچنین پیشنهاد کرد الگوهای جدید مدیریت محلهای ابتدا بهصورت آزمایشی در محلههایی اجرا شوند که آمادگی اجتماعی بیشتری دارند. به گفته او، میتوان درباره انتخاب مدیران محلی از میان ساکنان همان محدوده و تشکیل شوراهای واقعی محله بررسی و تجربهاندوزی کرد؛ البته چنین مشارکتی به آموزش و ظرفیتسازی نیاز دارد.
نوسازی ساختمان پایان کار نیست
ایمانی جاجرمی در پاسخ به بحث محدودیت منابع مالی نیز تأکید کرد مسئله فقط کمبود بودجه نیست، بلکه نحوه تخصیص منابع و تعیین اولویتها اهمیت دارد. به باور او، در شرایط کاهش قدرت خرید خانوارها، مسئولیت دولت و شهرداری برای تأمین امکانات عمومی سنگینتر میشود و نمیتوان آن را صرفاً به خیرین واگذار کرد.
او در پایان خواستار آن شد که وضعیت روابط اجتماعی ساکنان پیش و پس از اجرای طرحهای بازآفرینی سنجیده شود. همچنین بر ضرورت ثبت تجربههای شهرسازی، از جمله نقشهها، شیوههای تأمین مالی و مدلهای مدیریتی پروژههایی مانند اکباتان تأکید کرد تا از دانش بهدستآمده در طرحهای جدید استفاده شود.
از نگاه او، تحویل ساختمانهای نوسازیشده پایان مسوولیت نهادهای شهری نیست. همان زمانی که عملیات عمرانی به پایان میرسد، مرحله دیگری آغاز میشود: حفظ روابط اجتماعی، مشارکت ساکنان و اطمینان از اینکه محله نوسازیشده همچنان جایی برای زندگی جمعی است.